ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩١ - داستان اصحاب جمل
سگهاى آب بنى حوأب را براى همسرشان عايشه خبر داده بودند و عين همان قضيه اتفاق افتاد . همان طور كه در گذشته گفتيم : عصامة بن قدامه از عكرمه از ابن عباس نقل مى كند كه روزى پيامبر اكرم ( ص ) به زنهاى خود كه دور او جمع شده بودند ، فرمودند : « اى كاش مى دانستم كدام يك از شما زنها صاحب شتر پر مو خواهد گشت [ كه در موقع عبور ] سگهاى حوأب به او عوعو خواهند كرد [ در اين حادثه كه براى اين همسر اتفاق خواهد افتاد ( جنگ جمل ) ] مردم زيادى كشته خواهند شد كه همهء آنها داخل آتش خواهند گشت و آن زن نجات پيدا خواهد كرد پس از آنكه او هم در معرض قتل قرار خواهد گرفت . » اين همسر به اتفاق تمامى تواريخ عايشه بوده است ، رسول خدا ( ص ) بنا به روايت راويان از آن جمله ابو مخنف مشخصا از عايشه نام برده و چنين خطاب فرمود : « إيَّاكِ يا حُمَيْراءُ أَنْ تَكُونِيها » ( بپرهيز اى عايشه ، مبادا كه تو باشى ) .
مسئلهء دوم
مسئلهء دوم - هنگامى كه عايشه سخن رسول خدا ( ص ) را كه فرمود « در موقع عبور براى جنگ با على ( ع ) سگهاى حوأب به او عوعو خواهند كرد » به ياد آورد ، دو بار گفت : « مرا برگردانيد » زبير گفت : آرام باش ، خدا رحمتت كناد ، فرسخهايى زياد از آب حوأب گذشتهايم عايشه گفت : « آيا شاهد دارى كه اين سگها كه عوعو مى كنند مال آب حوأب نيستند زبير و طلحه پنجاه نفر عرب را آماده كردند و براى آنان مزدى قرار دادند ، آنان نيز شهادت دادند و قسم خوردند كه اين آب ، آب حوأب نيست اين بود اولين شهادت زور ( دروغين ) در اسلام . آيا اين جريان با اين اصل كه » هر كس پيامبر را ديده و مدتى را در خدمت او بسر برده و از او حديث شنيده است ، عادل و مجتهد مى باشد ، تناقض ندارد مسئلهء سوم
مسئلهء سوم - طلحه و زبير و همسر پيامبر اكرم ( ص ) و ديگر شخصيتهاى اداره كننده اصحاب جمل همانها بودند كه مردم را عليه عثمان تحريك نموده و آنان خون او را