ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٧ - احتمال دوم - اينست كه خداوند پيروزى در همهء انواع جهاد
امير المؤمنين عليه السلام براى فداكارى در راه اعتلاى حق و حقيقت با پاكترين نيّت و با عظمتترين خلوص . پيروزمندان حقيقى تاريخ بشرى همين انسانها هستند كه در تعديل خودخواهى و توفيق به مالكيت بر خويشتن ، از راه به دست آوردن ارزشها ، « من انسانى » خود را به جهان هستى گسترش داده ، و اين « من » را با فيض كمال مطلق آبيارى نمودهاند . سرور شهيدان در مسير خود به دشت خونين نينوا كه در آن جا با ناگوارترين زجر و شكنجه به زندگى خود پايان داد ، شخصى به نام عبيد الله بن الحرّ الجعفى را كه از سلحشوران مشهور كوفه بود ، ملاقات فرمودند ، به او چنين پيشنهاد كردند كه بيا همراهى كن با من برويم و اگر آمدى به پيروزى خواهيم رسيد ، در صورتى كه همهء قراين خلاف پيروزى ظاهرى را نشان مى داد و حتى در سخنان آن حضرت هم ، گاهگاهى همين عدم پيروزى ظاهرى و انتهاى حركت آن شهيد راه حق و حقيقت به شهادت ، تذكر داده مى شد . ملاحظه مى شود كه آن بزرگوار شهادت را پيروزى تلقى فرموده بود .
احتمال دوم - اينست كه خداوند پيروزى در همهء انواع جهاد را در زندگى به امير المؤمنين عليه السلام وعده داده بود ، ولى با مقدمات و شرايط اختيارى آن كه فداكارى و دست از جان شستن آزادانه در راه احياى ارزشهاى اسلامى و از بين بردن انحرافات و آلودگىهاى ضدّ ارزش را در برداشته است . اين وعده شبيه به علم خداوندى در بارهء همه گونه كارهاى ما است كه موجب جبرى بودن آنها نمى گردد ، زيرا همان گونه كه علم خداوندى به صدور كارها از بندگان ، شامل همهء مقدمات آنها مى گردد كه از آن جمله اراده و تصميم و اختيار و انتخاب كار مى باشد ، همچنان وعدهء پيروزى به انسانى ملكوتى مانند امير المؤمنين ( ع ) و وعدهء شكست و زوال و نابودى به تبهكاران جوامع مستند به مقدمات اختيارى آن شكست و نابودى مى باشد . به علاوه ، همان گونه كه وعدهء خداوندى به كارهاى خويشتن كه صادر خواهد كرد ، موجب جبرى بودن صدور آن كارها براى خدا نمى گردد ، براى بندگانش نيز چنين است .