ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥ - آفريدن الفاظ از طرف خدا براى تكلم با موسى عليه السلام
انسانى است ، بىنياز مطلق و برى از همهء نواقص موجود به جهت بعد مادى وجود آدمى است .
٢٨ - أَلَّذىِ كَلَّمَ مُوسى تَكْلِيماً ، وَأَراه مِنْ اياتِه عَظِيماً ، بِلا جَوارِحَ وَلا أَدَواتٍ وَلا نُطْقٍ وَلا لَهَواتٍ ( خداوندى كه سخن با موسى ( ع ) به ميان آورد و از آيات خود عظمتى را به آن حضرت ارائه فرمود - بدون اعضاء و ابزار و بدون نطق با لب و دهان و گوشت پارههاى كمك صوت و لفظ ) آفريدن الفاظ از طرف خدا براى تكلم با موسى عليه السلام .
حكمت و مشيت بالغهء خداوندى چنين بود كه با حضرت موسى ( ع ) كه يكى از رسولان أولو العزم است ، به وسيلهء سخن نيز ارتباط برقرار كند . بديهى است كه سخن گفتن در نوع انسانى كه يكى از بزرگترين و روشنترين وسايل تفهيم و تفهم انسانها در زندگى اجتماعى است ، مورد نياز خداوند نيست ، زيرا خداوند ذوالجلال براى القاء ارادهء خود به مخلوقات ، از هر طريق قدرت دارد حتى نظم قانونى الفاظ و جملات كه در كلام معمولى مردم بايد هر يك از عناوين مبتداء و خبر ، فعل و فاعل و صفت و موصوف در جاى معين خود قرار بگيرد و خود مستلزم قرار گرفتن در طول زمانى معين ، يا انتزاع زمانى معين از ترتيب و نظم كلمات مى باشد ، در بارهء كلام خداوندى امكان ناپذير است ، زيرا اراده خداوندى براى به وجود آمدن كلام متشكل از كلمات و حروف تدريجى الوجود ، نيازى به ارادهء هر يك از اجزاء كلام به ترتيب اصول و قواعد سخنى نمى باشد . از طرف ديگر همان طور كه امير المؤمنين ( ع ) مى فرمايد : خداوند با حضرت موسى ( ع ) تكلم فرمود ، بدون اعضاء و ابزار و بدون نطق با لب و دهان و گوشت پارههاى كمك صوت و لفظ .
٢٩ - بل إن كنت صادقا أيّها المتكلَّف لوصف ربّك ، فصف جبريل و ميكائيل و جنود