ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٨ - قضيه دوم - تفسير اختيار آسمانها و زمين
< شعر > آن دگر گفت آسمان با صفا كى كشد در خود زمين تيره را بلكه دفعش مى كند از شش جهات تا بماند در ميان عاصفات < / شعر > [١] البته منظور از تطبيق به نظريه جاذبه يا دافعه در ابيات مولوى ، تنها تشبيه به اين است كه چنان كه جاذبه و دافعه در احتمال مولوى قابل ديدن نيستند ، همچنان است ستون برپا دارنده آسمانها . و اين توهم را كه لازمهء وجود ستون براى برپا داشتن آسمانها جسمانى بودن آسمانها است و علوم فضايى و كيهانى تاكنون چنين چيزى را اثبات نكرده است ، مى توان چنين پاسخ داد كه علوم تاكنون با استناد به مشاهده و تجربه چنين چيزى را اثبات نكرده است ، نه اين كه جسمانى بودن آسمانها را رد كرده است . و با نظر به آيهء شريفهء ( إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ ) [٢] ( ما آسمان اول را با ستارگان آراستيم ) معلوم مى شود كه دانش بشر هنوز به فوق آسمان اول نرسيده است و همهء معلوماتش مربوط به همين آسمان است .
قضيه دوم - تفسير اختيار آسمانها و زمين كه از آيه شريفه ( قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ) استفاده مى شود . همان گونه كه در بعضى از مباحث اين مجلدات مطرح كردهايم ، اختيار انواعى مختلف دارد [٣] كه ممكن است آنها را تا ٨ نوع در نظر گرفت : ١ - اختيار خداوند ٢ - اختيار فرشتگان ٣ - اختيار انبيا و رسل ٤ - اختيار وارستگان و حكما و عرفاى تهذيب يافته ٥ - اختيار انسانهاى معمولى
[١] . مثنوى مولوى دفتر اول ، ص ٥٠ و ٥١ .
[٢] . سورهء صافات ، آيه ٦ .
[٣] . براى بررسى مشروع در اقسام اختيار مراجعه فرماييد به كتاب جبر و اختيار از نويسندهء اين كتاب .