ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - تنها جامعه اى مى تواند افراد خود را از اضرار و اذيت يكديگر دور بدارد كه بر مبناى خلوص و توحيد حركت كند
بشر را به عهده مى گيرد . براى توضيح ، قوانين اساسى را در نظر مى گيريم كه هر جامعه اى براى خود تهيّه نموده و بر طبق آن كليات ، جامعهء خود را تنظيم مى نمايد . با اين كه معمولا قوانين اساسى ، مفاهيم و قضاياى روشن و قابل فهم اكثريت را مطرح مى نمايد ، آيا مى توان ادعا كرد كه يك هزارم مردم آن جامعه مواد آن قانون را از نظر ماهيت و ريشه هايى كه دارند مى فهمند و مى توانند به همهء سؤالاتى كه ممكن است شما در بارهء آن مواد و فلسفهء آنها وارد كنيد ، پاسخ صحيح و قانع كننده بدهند البته بديهى است كه ما يك هزارم كه گفتيم ، براى آن است كه شما از اول وحشت نكنيد ، و الَّا ، مى توانيم سؤالمان را چنين مطرح كنيم : آيا اطمينان داريد كه در يك جامعهء صد ميليون نفرى ، يك صد هزارم آنان از عهدهء فهميدن مواد قانون اساسى جامعهء خود برمى آيد و توانايى درك فلسفهء آن مواد را دارد و مى تواند به همهء سؤالات مربوطه پاسخ بدهد اگر شما چنين اطمينانى داريد ، نخست خوشبينى افراطى خود را كه ناشى از ناآگاهى به جوامع بشرى است معالجه نماييد .
مسئلهء دوم - اين اعتقاد كه ما بايد همهء دريافتها و شهودها و انديشهها و كردارها و به طور كلَّى همهء شئون زندگى خود را به آن عقل نظرى بسپاريم كه حجيت مطلق او به جهت اشتباهات فراوانى كه در طول تاريخ از خود نشان داده است ، همواره زير سؤال صاحبنظران اقاليم متمدن بوده است ، يك اعتقاد بىپايه است كه تنها يك مطالعه بىغرضانه در صدها هزار اختلاف و تنازع و كارزارها و حقكشىها كه بشريت با تكيه به تعقل و انديشهء منطقى به راه انداخته است ، براى تبيين بىپايگى آن كافى است .
٧ - فالمسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده إلَّا بالحقّ ( پس مسلمان كسى است كه مردم جامعهء اسلامى از زبان و دستش سالم باشند مگر بر مبناى حق . . . ) تنها جامعه اى مى تواند افراد خود را از اضرار و اذيت يكديگر دور بدارد كه بر مبناى خلوص و توحيد حركت كند