ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - خداوند ذوالجلال وجود داشت پيش از آن كه چيزى پا به عرصه هستى گذارد
يعنى مجرد مشتى مواد جامد توانايى استعداد آن همه عظمت و قداست را ندارد ، زيرا بديهى است كه منظور از آسمانها ابعاد مادى آنها نيست ، بلكه حقيقتى پشت ظواهر مادى آنها است ، مانند حقيقت روح آدمى كه پشت بعد جسمانى او است . جملات بعدى امير المؤمنين عليه السلام تا جملهء « و ما تحمل الانثى فى بطنها » مربوط به فراگيرى و احاطه مطلق علم خداونديست به تمامى اشياء كه از نهاد مخفى كوچكترين ذرات گرفته تأكل مجموعى كيهان ، از يك سرانگشت انسان گرفته تا تمامى اجزاء مادى برونى و درونى و استعدادهاى مغزى و روانى و جميع پديدهها و فعاليتهاى مربوط به آنها معلوم تفصيلى علم خداونديست .
٢٥ - و الحمد للَّه الكائن قبل أن يكون كرسيّ أو عرش أو سماء أو أرض ، أو جانّ أو إنس ( و ستايش خداى راست كه پيش از آن كه كرسى ، عرش ، آسمان ، زمين يا جن و انسى پا به عرصه وجود بگذارند ، وجود داشت ) خداوند ذوالجلال وجود داشت پيش از آن كه چيزى پا به عرصه هستى گذارد .
دريافت و تصور اين دو مسئله كه خداوند چگونه پيش از همهء كائنات وجود داشت و چگونه موجودات عالم هستى را بىسابقهء وجودى آفريده است ، قدرى مشكل به نظر مى آيد ، ولى با كمى انديشه روشن مى شود كه هر دو مسئله قابل تصور و دريافت است .
براى حل اين دو مشكل حتما مراجعه فرماييد به مجلد دوم از همين ترجمه و تفسير از ص ٨٤ تا ص ٩٤ .
٢٦ - لا يدرك بوهم ، و لا يقدّر بفهم ( خداوند سبحان با وهم درك نمى شود و با فهم اندازه گيرى نمى گردد . . . ) < شعر > رحم فرما بر قصور فهمها اى وراى فهمها و وهمها < / شعر > [١]
[١] . مثنوى دفتر ششم ، خنديدن جهود و پنداشتن آن كه . . . ص ٣٦٨ ، سطر ٣٦ .