ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٢ - ٥ - بايستى اميد و انتظار ما در بارهء حضرت بقية اللَّه ( عج ) مانند اميد و انتظارى باشد
انسانى ، چه رسد به اين كه ترقى و تكامل انسانى عموم بشر را منظور بدارند . خلاصهء پاسخ ما به سؤال مزبور مربوط به دو طرز تفكر و عمل خارجى بشريست كه مى خواهد يكى از آن دو را براى خود انتخاب كند . يكى از آن دو تفكر سودپرستى و لذت جويى و خودكامگى است .
بديهى است كه اين روش به فساد و تباهى او مى انجامد ، همان گونه كه در همين دوران معاصر خود مى بينيم . آيا فسادى فوق « بيگانگى از خود و ديگران » تصور مى شود آيا فسادى بالاتر از سودپرستى كه منجر به خونريزىهاى شرم آور شده است ، امكان پذير است آيا تباهى بدتر از مسخ شدن انسان و مبدل شدن او به دندانههاى ناآگاه ماشين وجود دارد اگر كسى با مشاهده اين نتايج فاسد و تباه كننده باز بگويد : « بشر با همين وضع به سوى ترقى و تكامل انسانى مى رود » يا نمى فهمد چه مى گويد ، يا اثر تخدير و مستى در او به قدرى شديد است كه فهم و تعقل او را مختل ساخته است ، يا غرض ورزى مى نمايد .
طرز تفكر و عمل خارجى دوم بر اصول و مبانى انسانيت با ارزشهاى والايى كه دارد استوار است . اين روش ، اميد به نجات بشريت از تيرگىها و بينوايىها و انواع فساد و تباهى دارد . انسانهايى كه اين اميد را دارند ، افق آينده بشريت را روشن مى بينند و معتقدند بالاخره روزى فرا مى رسد كه عقول و وجدانهاى بشرى در مسير حقيقى خود به فعاليت مى پردازد و با واقعيات ناب روياروى مى گردد و طعم عدالت و آزادى و حقگرايى را واقعا مى چشد . اينان تفكرات خوب و سازنده و اعمال نيكوى خود را در دورانهاى ما قبل روزگار سعادت كه انتظار آن را مى كشند ، مقدمه اى براى تحقق يافتن چنان روزگارى مى دانند كه بار ديگر فروغ ربانى روى زمين را فرا مى گيرد و آرمانهاى اعلاى انبيا عليهم السلام و حكماى راستين تحقق پيدا مى كند . اينان همان گونه كه در مباحث آينده خواهيم ديد ، به جهت تصفيهء درون و تخلق به اخلاق اللَّه ، دوران حيات