ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - تعريف اختصارى در بارهء بهره ورى
اركان اساسى در بهره ورى
اركان اساسى در بهره ورى ١ . مديريت در بهره ورى
١ . مديريت در بهره ورى قطعى است كه مديريت اين پديدهء حياتى چيزيست كه همواره پاى سودجويى و سلطههاى استثمارى مستقيم يا غير مستقيم در آن به ميدان كشيده مى شود ، لذا لازم است كه مديريت در اين پديدهء حياتى به عنوان يك حرفهء خشك و فلش پريده از دريافتهاى ارزشى و اصول انسانى نباشد ، در غير اين صورت بهره ورى معقول به بهره كشى با هدف سودپرستى ( يُتى ليتاريانيسم ) تبديل مى شود و حيات انسانى قربانى وسايل حيات مى گردد .
٢ . بهره ور
٢ . بهره ور انسانى است كه چه در حال انفراد و چه در وضعيت زندگى اجتماعى از موضوعات بهره دار بر مبناى قوانين مقرره برخوردار مى گردد . اين كه گفتيم بر مبناى قوانين مقرره ، منظور عموم قوانين اقتصادى ، حقوقى ، دينى ، اخلاقى و سياسى است .
مقصود از اخلاقى تشخيص شايستگى بهره ورى بر مبناى وجدان اخلاقى است كه ممكن است در متون قوانين اقتصادى ، حقوقى ، دينى و سياسى صريحا ذكر نشده باشد .
٣ . بهره دار
٣ . بهره دار موضوعاتى است كه داراى مواد ، يا پديدهها يا حركات و فعاليتهاى مفيد مى باشند . اين ركن از بهره ورى بر دو قسم عمده تقسيم مى گردد : الف - موجود انسانى - مانند هر كسى كه به نحوى از انحاء مى تواند خدمات مفيدى را [ اعم از مادى و معنوى ] در اختيار جامعه بگذارد .
نمونهء اصول كلَّى خدمات كه افراد و گروههاى جامعه مى توانند از آنها بهره ور شوند به قرار زير است : يك - خدمات به وسيلهء كارهاى عضلانى - كه به هر جا كه بنگريم نقش آنها پيرامون مردم را احاطه نموده است . كارگران به وسيلهء فعاليتهاى عضلانى و صرف انرژى ، جامعه را با اشكال گوناگون بهره ور مى سازند . بهره ورى از كار در هر شكلى كه باشد ، بايستى با پرداخت ارزش حقيقى كار تا آنجا كه ممكن است صورت بگيرد ، نه رضايتهاى