ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٧ - مسئلهء چهاردهم
معاهدهء صلح ميان آن دو گروه نوشته شود . متن معاهده نامه چنين نوشته شد : اينست آن مصالحه نامه اى كه عثمان بن حنيف انصارى و كسانى از مؤمنين و شيعيان امير المؤمنين على بن ابي طالب ( ع ) با طلحه و زبير و كسانى از مؤمنين و مسلمين كه با آن دو نفر و از پيروانشان هستند ، مقرر داشتند و نوشتند : دار الإمارة ( حاكم نشين ) و رحبه و مسجد و بيت المال و منبر در اختيار عثمان بن حنيف قرار مى گيرد و طلحه و زبير و كسانى كه با اين دو نفر هستند در هر جا از بصره كه بخواهند مى توانند فرود آيند و هيچ يك از طرفين ضررى در راه و بازار و جايگاه آب و اماكن استراحت عمومى به يكديگر وارد نياورند تا آن گاه كه امير المؤمنين ( ع ) وارد بصره شود ، در اين موقع اگر خواستند در جمع مؤمنين و مسلمين داخل مى شوند و اگر خواستند هر گروهى دنبال آنچه كه مى خواهد و دوست دارد چه جنگ و چه صلح و چه اقامت در بصره و چه خروج از آن ، مى رود . و بر ذمهء هر دو گروه است عهد خداوندى و پيمان او و شديدترين مسئوليتى كه خدا بر يك پيامبر مقرر مى دارد و نامه مهر شد و عثمان بن حنيف به دار الاماره برگشت و به ياران خود گفت : خداوند شما را رحمت كناد برگرديد نزد خانواده هايتان و اسلحه را بر زمين گذاريد و زخمى هايتان را مداوا كنيد . چند روز به همين منوال گذشت .
سپس طلحه و زبير گفتند : « اگر على ( ع ) از راه برسد و ما در اين حال ناتوانى و اندك باشيم گردنهاى ما را مى گيرد ، لذا اتفاق نظر كردند كه با قبايل به مراسلات بپردازند و عرب را به خودشان متمايل بسازند . در نتيجه پيامها به سوى چشمگيران مردم و رؤساء فرستاده آنان را به خونخواهى عثمان و بركنار كردن على ( ع ) از خلافت و بيرون راندن عثمان بن حنيف از بصره دعوت كردند . چند قبيله اين دعوت را اجابت نمودند .
مسئلهء چهاردهم - وقتى كه كار بر طلحه و زبير هموار گشت در يك شب تاريك كه باد و بارانى بود با يارانشان در حالى كه زره را از زير و لباس را از رو پوشيده بودند ، حركت كردند و نزديك بامداد به مسجد رسيدند . عثمان بن حنيف جلوتر از آنان به