ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٦ - چشمان ظاهرى از ديدن خدا ناتوانند
مفهوم ساخته ذهن خود سر و كار داشته است . به عنوان مثال : خداوندى را تصور كرده است كه معناى عدالت و خالقيت او اين است كه همواره به اين انسان كه تصور كنندهء خدا است خوش بگذرد ، هرگز در اين زندگانى با ناگوارىها روبرو نگردد اصلا هرگز بيمار نشود و بلكه اصلا معناى عدالت خدا اين است كه او هرگز نميرد و هر چه بخواهد فورا عملى شود در صورتى كه همين انسان اگر متوجه شود كه خداوند سبحان ، آن موجود است كه كاخ با عظمت هستى را بر مبناى قانون پىريزى كرده و بنا نهاده است ، با خداى حقيقى روياروى مى گردد .
٣ . جهل يا غفلت از استعداد و لطفى كه خداوند متعال به بندگانش عنايت فرموده است كه با تجليات او و صفات مقدسهء او ارتباط برقرار كنند ، اينان از اين راه ما بين خود و خداوند سبحان جدايى انداخته و خود را از رؤيت و شهود او محروم نمودهاند .
٤ . اشتغال به هوى و هوس و شهوات حيوانى و تجاوز از لذايذ قانونى تا حدّ لذت پرستى ( هدونيسم ) كه نخست عقل و وجدان و فطرت پاك را از كار مى اندازد ، سپس خدا را از درون آدمى ناپديد مى سازد . آيا براى احساس زيبايى و برقرار كردن ارتباط انبساط با آن ، جز كنار زدن احساسات ديگر و تحريك آن احساس با عظمت كه عامل آن در درون ما نهفته ، به چيزى ديگر نياز هست چشمان ظاهرى از ديدن خدا ناتوانند هر آنچه كه با چشم ظاهرى معمولى يا به وسيله وسايل دقيق و ابزار با نفوذتر مى توان آن را ديد مانند ميكروسكپ و تلسكوپ ، حتما بايد جسم يا جسمانى و قابل تعين و قرار گرفتن در وضع خاصى باشد كه چشم با آن چيز ( مرئى ) ارتباط برقرار كند . بعضى از شخصيتهاى متفكر ، ديدن خدا را با همين چشمان ظاهرى امكان پذير مى دانند ، لذا با توجه به دليل فوق بايستى سخن آنان را در امكان ديدن خدا تأويل نماييم ، مانند سخن