ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤ - ترجمهء خطبهء صد و شصت و هفتم
خير مهمانى نمودن آن شخص است براى يك ناهار .
محروم ساختن يك انسان از خوراكى لذيذ در صورتى كه از نظر مزاجى مانعى ندارد ، شرّى محسوب مى شود ، اما همين عمل در مورد كسى كه آن غذاى لذيذ از نظر مزاجى برايش مضرّ است ، خير مى باشد .
در مثنوى مولوى « تمامى حكايت آن عاشق كه از عسس گريخت در باغى مجهول ، خود معشوق را در باغ يافت و عسس را از شادى دعاى خير مى كرد و مى گفت كه ( كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَهُوَ كُرْه لَكُمْ وَ ) [١] اين نسبيت را خوب مطرح نموده است .
< شعر > چون در آمد خوش در آن باغ آن جوان خود فروشد پا به گنجش ناگهان مر عسس را ساخته يزدان سبب تا ز بيم او دود در باغ شب بيند آن معشوقه را او با چراغ طالب انگشترى در جوى باغ پس قرين مى كرد از ذوق آن نفس با ثناى حق دعاى آن عسس گر زيان كردم عسس را از گريز بيست چندان سيم و زر بر وى بريز از عوانى مر ورا آزاد كن آن چنانكه شادم آنرا شاد كن سعد داريش اين جهان و آن جهان از عوانىّ و سگىاش وارهان گر چه خوى آن عوان هست اى خدا كه هماره خلق را خواهد بلا گر خبر آيد كه شه جرمى نهاد بر مسلمانان شود او زفت شاد در خبر آيد كه شه رحمت نمود از مسلمانان فكند آن را به جود ماتمى در جان او افتد از آن گيردش قولنج ازين غم در زمان صد چنين ادبارها دارد عوان زين بلا فريادرس اى مستعان او عوان را در دعا درمى كشيد كز عوان او را چنان راحت رسيد بر همه زهر و بر او ترياق بود آن عوان پيوند آن مشتاق بود < / شعر >
[١] . مثنوى - دفتر چهارم .