ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - ترجمهء خطبهء صد و شصت و هفتم
« زندگى برتر چيست نخستين اصلى كه هيچ كس جدالى در آن ندارد [ زيرا كاملا بر حق است ] اين است كه خيرات بر سه قسمند : الف - خيرات خارج از وجود انسان . ب - خيرات مربوط به بعد جسمانى انسان . ج - خيرات مربوط به نفس آدمى . هيچ كس ميل ندارد به سعادت كسى معتقد شود كه نه شجاعتى دارد و نه حكمتى ، و هر كس كه با پريدن مگسى مضطرب مى شود و كسى كه تسليم شهوات خوراك و آشاميدنى و ديگر مختصات مادى است و هر كس كه براى يك ششم درهم ، آمادهء خيانت به عزيزترين دوستانش مى باشد و كسى كه ادراكش به قدرى پست شده است كه به حماقت رسيده و هر چيزى را مانند كودك و ديوانه تصديق مى كند ، سعادتى ندارد . . . ارسطو پس از آنكه اثبات مى كند سعادت عبارت از مجموع خيرات سه گانهء ياد شده است ، به اثبات اين مطلب مى پردازد كه » خيرات نفس « بر همهء خيرات مقدمند و از همهء آنها اصيلترند . . . » [١] خيراتى كه طبيعت تكاملى آدمى را شكوفا مى سازد ، مربوط به « من » ، « شخصيت » ، « نفس » اوست كه براى او پايدار مى ماند .
بنا بر اين ، بدترين شرّ آن است كه شخصيت ، نفس يا ذات انسان را از حركت در مسير خود كه « حيات معقول » رو به قرار گرفتن در جاذبهء الهى است ، مختل مى سازد . هر اندازه اين اختلال عميقتر ، شرّ وارد بر ذات انسانى پستتر و تباه كننده تر مى باشد .
٥ - خير و شرّ نسبى و خير و شرّ مطلق - در نسبى بودن « خير » و « شرّ » در سطوح طبيعى زندگى و آن قسمت از موجوديت روانى انسان كه مجاور همين سطوح است ، جاى بحث و ترديد نيست . شرّ يك ضربهء ملايم براى اشباع حسّ انتقامجويى ، در مقابل يك اهانت جزئى كه شايستهء آن ضربه نيست مسلما كمتر است از وارد آوردن ضربات غير قابل جبران در همان مورد . خير نجات دادن حيات يك انسان از خطر مرگ ، خيلى بالاتر از
[١] . اخلاق نيگوماكس . ك ١ . ب ٧ ، ص ٢٠٤ ، ارسطو . مترجم از يونانى به فرانسه بار تلمى سانت هيلر و از فرانسه به عربى ، احمد لطفى سيّد .