ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢ - ترجمهء خطبهء صد و شصت و هفتم
بله ، هر پديده اى كه در ارتباط تأثر و تأثير با وجود انسانى ، مثبت باشد يعنى بتواند نيازى از نيازهاى مادى و يا معنوى انسان را مرتفع بسازد ، « خير » است . و هر پديده اى كه موجب اختلال در تأثير و تأثر مثبت در ارتباط با وجود انسانى بوده و نقصى در موجوديت و يا موقعيت قانونى آدمى وارد آورد ، « شرّ » ناميده مى شود .
٢ - بدانجهت كه به وجود آورندهء عالم هستى خداوند سبحان است . و بدانجهت كه او خير محض است و عالم مطلق و حكيم على الاطلاق و بىنياز كامل از هر چه كه تصور شود يا تصور نشود . [ همان گونه كه امام حسين عليه السلام در مقام نيايش به پيشگاه خداوندى عرض كرد كه « پروردگارا ، تو بىنيازتر از آن هستى كه به خودت سود برسانى ، آيا من مى توانم سودى به تو برسانم ] بنا بر اين ، مشيت او ، كار او هر چه باشد خير است . اما » شرّ « كه باردار مفهوم ضد ارزش است با تعريفى كه در فوق براى آن متذكر شديم ، محال است كه قابل اسناد به خداوند متعال باشد . زيرا صدور شرّ از يك موجود يا معلول جهل او است با امكان دارا بودن به علم ، يا ناشى از نياز است يا از روى افزون طلبى ، يا بر مبناى خود خواهى ضد ارزشى است و بديهى است كه هيچ يك از آن نواقص را به خداوند كامل مطلق نمى توان نسبت داد ، زيرا اسناد هر يك از امور مزبور مساوى نفى خداوندى آن ذات اقدس است .
٣ - در صورتى كه طبيعت قانونى يك موجود مانند انسان داراى استعداد معرفت و تحصيل سعادت عالىتر باشد ، و انسان براى به فعليت رساندن آن استعداد تلاش نكند و به موقعيت « آن چنانكه هست » خويشتن اكتفاء كند ، قطعا مرتكب « شرّ » شده است ، زيرا چنين شخصى از سرمايهء قانونى خويشتن بهره بردارى لازم را ننموده است .
٤ - اصيل ترين خيرات آنست كه مربوط به ذات انسانى باشد ، نه ابعاد مادى او و نه خارج از ذات وى . اين مطلب را ارسطو در آثار خود آورده و حقيقتا به يك حقيقت والا توجه نموده است . او مى گويد :