ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - تفسير عمومى خطبهء صد و هفتادم
تفسير عمومى خطبهء صد و هفتادم ٥ ، ٦ - أرأيت لو أنّ الَّذين وراءك بعثوك رائدا تبتغى لهم مساقط الغيث فرجعت إليهم و أخبرتهم عن الكلاء و الماء فخالفوا إلى المعاطش و المجادب ، ما كنت صانعا . قال : كنت تاركهم و مخالفهم إلى الكلإ و الماء ( اگر آن كسانى كه پشت سر تو قرار گرفتهاند ، تو را به عنوان طلايه دارى كه جاهاى نزول باران را پيدا كند فرستاده بودند و تو برمى گشتى و جاهاى گياهان و آب را به آنان اطلاع مى دادى و آنان با تو مخالفت كرده و به نقاط بىآب و خشك حركت مى كردند ، چه مى كردى گفت : آنان را رها مى كردم و رو به جايى مى رفتم كه روييدنى و آب دارد . . . ) مقاومت و لجاجت در مقابل دليلى كه حقيقت را آشكارا اثبات كرده است ، مبارزه اى با خويشتن است كه به خودكشى منتهى مى گردد .
در هر موردى كه دليلى براى اثبات و آشكار كردن حقيقت قائم شود و شنونده و بيننده هيچ عذرى براى نپذيرفتن و اعراض از آن دليل نداشته باشد ، اگر در مقابل آن مقاومت كند ، مبارزه اى نابخردانه با خويشتن به راه انداخته است كه به نوعى خودكشى منجر مى گردد . توضيح اين كه وقتى كه دليلى بر يك حقيقت قائم مى گردد ، نفس آدمى