ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - ٢ خودخواهى با نمودها و وسايل گوناگونش
نظم و قانونگرايى و پرهيز از دروغ و خيانت و نقشه كشىها و ريشه كن شدن فقر و فلاكت و آينده نگرى هر يك از آن كشورها براى مردم جامعه خويش [ نه ديگران ] معمولا مشابهت كامل به دين مقدس اسلام دارد ، متأسفانه همين جريان ، ( تنظيم تفكرات و رفتار اسلامى در زندگى دنيوى كه آن كشورها پيش گرفتهاند ) موجب احساس حقارت خود مردم جوامع اسلامى گشته و در هنگام بررسى وضع زندگى اجتماعى خويشتن ، هرگونه تحقير را به خويشتن متوجه مى سازند ٨ ، ١٢ - إنّ هؤلاء قد تمالئوا على سخطة إمارتي و سأصبر ما لم أخف على جماعتكم فإنّهم إن تمّموا على فيالة هذا الرّأي انقطع نظام المسلمين و إنّما طلبوا هذه الدّنيا حسدا لمن أفاءها اللَّه عليه ، فأردوا ردّ الأمور على أدبارها و لكم علينا العمل بكتاب اللَّه تعالى و سيرة رسول اللَّه - صلَّى اللَّه عليه و آله - و القيام بحقّه ، و النّعش لسنّته ( همانا اينان براى خصومت با زمامدارى من با اجتماع انبوه برخاستهاند و من مادامى كه از مختل شدن نظم جامعه نترسم ، صبر خواهم كرد و اگر آن نابخردان بر رأى سست و بىپايهء خود اصرار بورزند نظم زندگى مسلمانان از هم مى پاشد . جز اين نيست كه حرص و آزى كه آنان بر اين دنيا از خود نشان مى دهند ، علتى جز حسادت به كسى كه خداوند زمامدارى و ديگر فضايل انسانى را در اختصاص او قرار داده است ، ندارد . آنان به اين تبهكارى اقدام كردهاند كه امور مسلمين را در بارهء زمامدارى به عقب برگردانند . حقى كه شما برگردن ما داريد ، عمل به كتاب خداوند و سيرهء رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم و قيام به سنت او است . ) اين اصحاب جمل براى خصومت با حاكميت من ، اجتماع انبوه نمودهاند . شكيبايى و تحمل من در برابر نابكارى آنان تا آنجا است كه نظم جامعهء مسلمين از هم نپاشد .
با اين منطق الهى است كه امير المؤمنين عليه السلام اهميت نظم زندگى اجتماعى انسانها را گوشزد مى فرمايد كه اگر آن نابخردان اختلالى به زندگى اجتماعى مردم وارد