ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - ٢ خودخواهى با نمودها و وسايل گوناگونش
نتيجه گيرى كند ، داراى محتوى و قابليت استنتاج حق باشند ، آنها را به سوى اغراض پليد خود توجيه خواهد كرد . ما در شعار خوارج اين توجيه را سراغ داريم كه براى مبارزه با يگانه حامى حق و حقيقت على بن ابي طالب عليه السلام [ كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم در بارهء او فرمود : « عَلِىُّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِىّ » ( على با حق و حق با على است ) ] سر داده بودند : لا حُكْمَ إلَّا لِلَّه ( حكم نيست مگر از خدا يا از آنِ خدا ) اين قضيّه داراى محتواى صحيح و مأخوذ از قرآن مجيد است كه : إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّه [١] ( نيست حكم مگر از آنِ خدا ) وقتى امير المؤمنين عليه السلام اين شعار را شنيد ، فرمود : كلمة حق يراد بها الباطل نعم انه لا حكم الا لله و لكن هؤلاء يقولون لا امرة الا لله و انه لابد للناس من امير بر او فاجر يعمل فى امرته المؤمن و يتمتع فيها الكافر . . . [٢] ( سخنى است حق ، ولى از اين سخن باطل اراده شده است . آرى ، حكمى نيست مگر از آنِ خدا ، ولى اين نابخردان مقصود ديگرى دارند . اينان مى گويند حاكم و حاكميت نيست مگر از آنِ خدا ، يعنى بايد حكومت را خدا تعيين كند ، در صورتى كه براى مردم ، حاكم لازم است ، چه نيكوكار باشد چه فاسق ، كه انسان با ايمان بتواند با اعمال صالحه زندگى كند و كافر هم براى خود ، بهره مند گردد . . . ) ٢ - اگر صاحب حافظهء نيرومند باشد « من تورم يافته آن بيمار » در مخلوط كردن حق و باطل ، از آن واحدها و قضاياى موجود در حافظه استفاده مى كند كه چند پهلو و جذب كنندهء نشاط و شگفتى مردم باشد .
٣ - در صورت تسلَّط بر الفاظ و هنر بيان ، مخصوصا هنر شعرى در آن جوامع كه تحت تأثير الفاظ و احساسات شعرى قرار مى گيرند ، براى آرايش باطل از اين وسيله استفاده مى كنند . البته مى دانيد كه اندك اشخاصى هستند كه مى دانند :
[١] . سورهء الأنعام ، آيه ٥٧ .
[٢] . خطبه ٤٠ .