ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٥ - شك در وجود خداوند از هيچ عاقلى شايسته نيست
( قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي الله شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ . . . ) [١] ( آيا در وجود خداوند آفرينندهء آسمانها و زمين شكى وجود دارد ) براى برطرف شدن شك و ترديد در وجود خداوند سبحان ، سه عامل اساسى وجود دارد :
عامل يكم - تفكر لازم و كافى در عالم درونى
عامل يكم - تفكر لازم و كافى در عالم درونى كه آيات بىشمار خداوندى را مى توان در آن ديد مانند قدرت انواع تجريد ، تجسيم ، انديشه ، تعقل ، اكتشافات ، علم حضورى ( خود آگاهى ) ، قانونگرايى ، دريافت لذايذ طبيعى و فوق طبيعى ، آلام فوق طبيعى ، اراده ، تصميم ، اختيار و صدها نيرو و پديده كه درك آنها با توصيفات و تعاريف و تعبيرات فيزيكى و فيزيولوژيك و بيولوژيك امكانپذير نمى باشد و اين كه در موقع بروز فعليت نيروها و پديدههاى فوق ، انعكاس و تأثرى در وضع فيزيكى يا فيزيولوژيك و بيولوژيك به وجود مى آيد ، هيچ دلالتى بر مادى و طبيعى بودن اصل نيروها و پديدهها نمى باشد .
عامل دوم - دقت و تحقيق و بررسىهاى علمى و فلسفى
عامل دوم - دقت و تحقيق و بررسىهاى علمى و فلسفى در عالم برونى عينى كه آيات و شكوه فوق طبيعى حاكم بر طبيعت را با كمال وضوح اثبات مى كند .
عامل سوم - دريافت مفهومى به عنوان مفهوم خدا
عامل سوم - دريافت مفهومى به عنوان مفهوم خدا با اين خصوصيات ( موجودى بىنياز از علت و مستغنى از هرگونه وابستگى ، فراسوى زمان ، مكان ، حركت ، سكون و عالم و قادر مطلق و به طور خلاصه داراى همه كمالات ) . هر گاه كسى چنين مفهومى را دريافت كرد ، براى اثبات هستى آن ، نياز به هيچ قضيه و دليلى ندارد . زيرا چنين مفهومى هستى خود را در ذات خود دارد . و اگر كسى خود را به ناتوانى زد و ناتوانى را به خود تلقين نمود كه من چنين مفهومى را نمى توانم دريافت كنم ، ما با چنين كسى جز ارجاع او به وجدان برينش كارى نداريم .
[١] . سورهء ابراهيم ، آيه ١٠ .