ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٣ - مدت حكومت الهى حضرت بقية الله عج اللَّه تعالى فرجه
٤٩ ، ٥١ - ألا إنّه قد أدبر من الدّنيا ما كان مقبلا ، و أقبل منها ما كان مدبرا و أزمع التّرحال عباد اللَّه الأخيار و باعوا قليلا من الدّنيا لا يبقى ، بكثير من الآخرة لا يفنى . . . ( آگاه باشيد ، آنچه كه از دنيا روى آورده بود ، پشت كرده و آنچه كه پشت كرده بود روى آورده است . بندگان صالح خداوند عزم كوچ از اين دنيا نمودند و اندكى از اين دنيا را كه پايدار نيست در برابر زيادى از آخرت كه فناناپذير است ، فروختند . . . ) اينك بيش از چند روز از تلاش و تكاپوى امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام در اين كيهان بزرگ كه براى آن حضرت و ديگر وارستگان بشريت معبد و رصد گاهى براى نظاره بر بىنهايت و انجذاب به سوى آن و براى حيوانات انساننما جايگاه اشباع خودخواهى و خودكامگىها بوده ، نمانده است .
اگر چه همهء سخنان جانفزاى امير المؤمنين عليه السلام همواره آكنده از عطر ملكوت و روح اعلاى انسانى بود ، و همان طور كه آشنايان با سخنان اين بزرگوار مى دانند ، اين بار در سخنانى كه از دهان مبارك او درمى آيد ، صداى برداشتن گامهاى مبارك رو به مرز زندگى و مرگ و ورود به پيشگاه لقاء اللَّه شنيده مى شود و عطر جان نواز ابديت از آن سخنان بىسابقه مشام ارواح آشنايان را مى نوازد . حالا ديگر به هر طرف مى نگرد بادهاى طوفانى مهلك ارزشها را مى بيند كه وزيدن گرفتهاند . انحراف خلافت الهى به سوى طغيانگرىهاى طواغيت خودپرست رو به گسترش است . به هر سو مى نگرد ، خودكامگانى را مى بيند كه مشغول تيز كردن شمشيرهاى يكَّه تازان ميدان قدرت و سلطه بر ناتوانان هستند ، گويا انتظار زمامدارانى را مى كشند كه همهء اصول انسانى و پيمانها را زير پا بگذارند و براى وصول به اهداف نابخردانه و ضد ارزشهاى انسانى ، هر جرم و خطايى را به عنوان وسيله مرتكب شوند و نام آن را هم بدون شرم و خجلت ، سياست مملكت دارى گذارند