ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٠ - آرى ، مردم دوران على عليه السّلام پس از گذشت ساليان متمادى ، برخاستند كه او را بشناسند و تسليم او گردند ، ولى دريغا كه وقت گذشته و دير شده بود
< شعر > اى سزاى آنك اندر طمع خام ترك گويد خدمت خاك كرام خاك پاكان ليسيء و ديوارشان بهتر از عام و زر و گلزارشان بندهء يك مرد روشندل شوى به كه بر فرق سر شاهان روى از ملوك خاك جز بانگ دهل تو نخواهى يافت اى پيك سبل شهريان خود رهزنان نسبت به روح روستائى كيست گيج بىفتوح [١] اين سزاى آنكه بىتدبير عقل بانگ غولى آمدش بگزيد نقل < / شعر > بينوا مرد شهرى كه روستائى درنده تر و وقيحتر از هر گرگى ، تير و كمان بدستش داده بود كه اگر گرگى ديد ، آنرا از پاى در آورد خود نمى دانست كه - < شعر > گرگ بر وى خود مسلَّط چون شرر گرگ جويان و ز گرگ او بيخبر < / شعر > آن ويرانه اى كه ميزبان خدا نشناس به مرد شهرى و خانواده اش داده بود ، پر از حشرات موذى بود كه آسايش را از همهء آنها سلب ميكرد و طوفانهاى فضائى از يك طرف ، و حشرات موذى آن خانهء باغ ويران از طرف ديگر ، دردهاى زجر آور براى آنان ايجاد كرده بود - < شعر > هر پشه هر كيك چون گرگى شده اندر آن ويرانه شان زخمى زده < / شعر >
[١] مطالعه كنندهء ارجمند ، در اين جملهء « شهريان خود رهزنان نسبت به روح » كمى دقّت فرماييد و مضمون آن را با تأمّل خالصانه مورد توجّه قرار بدهيد . گويا اين خاصّيّت كلَّى زندگى اجتماعى بشرى است كه با ادّعاى پر طمطراق تكامل ، مزاحم و راهزنان ارواح يكديگرند . براستى ، اگر مولوى و امثال او كه قرنها پيش زندگى مى كردند و تا حدودى معنويّات و صفا و تفاهم در آن قرنها ميان مردم حكفرما بوده است ، امروز سر از خاك برميداشتند چه مى ديدند و چه مى گفتند خود انسان شناسان امروزى در ارزيابى شخصيّت انسانها چنين مى گويند كه : « امروزه مى توان با ٥ واحد پول مانند ٥ فرانك يا ٥ پوند يا ٥ دلار يا ٥ مارك شخصيّت يك انسان را خريد » . البتّه اين جانب مطلب فوق را مبالغه مى بينم ، آنچه كه مى توان گفت صحّت دارد اينست كه با ٥ واحد پول مى توان تغييرى در شخصيّت انسانهاى معمولى اين دوران بوجود آورد . همچنين مى گويند : در بعضى از پيشرفته ترين ( باصطلاح ) كشورهاى دنياى امروز عدّهء بسيار فراوانى از مردم بدون وكيل نمى توانند زندگى كنند . اينست لازمهء معناى مصرعى كه مولوى مى گويد : « شهريان خود رهزنان نسبت به روح » .