ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٥ - وجود خدا و وحدانيّت او منكر واقعى ندارد
اين مضمون در سورهء لقمان آيهء ٢٥ و الزّمر آيهء ٣٨ و الزّخرف آيهء ٩ نيز آمده است . بديهى است كه هيچ منكر و مردّدى بمجرّد شنيدن سؤال مزبور نمى گويد : آفرينندهء آسمانها و زمين و مسخّر كنندهء آفتاب و ماه و فرستندهء آب از آسمان و احياء كنندهء زمين خدا است . زيرا تخيّلات و سفسطهها و حجابهائى در درون شخص منكر يا مردّد وجود دارد كه باعث پيدا كردن حالت انكار و تردّد در وى گشته است .
و چون امور مزبوره حالات ذهنى بىاساس و بىمدرك و خلاف عقل سليم مى باشند ، لذا بطلان همهء آنها با تحليل صحيح منطقى و بررسى و نقد علمى آشكار گشته ، هيچ چاره اى نخواهد داشت ، مگر اين كه اعتراف به وجود خداوندى بنمايد . بعنوان نمونه شرائط ذهنى برخى از اشخاصى را كه مى گويند : اعتقادى بوجود خدا ندارند يا وحدانيّت او را نمى پذيرند در اينجا مى آوريم : ١ - گرفتارى ذهنى در مقولهء الفاظ ، يعنى اشخاصى هستند كه بوجود يك حقيقت بزرگ كه عالم هستى مستند بآن است اعتراف دارند ، ولى از بكار بردن كلمهء اللَّه ، خدا ، تارى ، گاد ، ديو ، بوك و غير ذلك كه مفهوم اعلاى تجرّد و بىنيازى مطلق و شاهد و ناظر همهء اعمال انسان و اراده كنندهء رشد و كمال انسانى را دارا است ، وحشت نموده ، مى گويند : ما به يك نيروى بزرگ ، طبيعت ، عامل زيربنا ، دهر ، مادّهء مطلق و غير ذلك معتقديم ، در صورتى كه اگر از اين اشخاص بپرسيد كه اين مفاهيم را براى شما توضيح بدهند و اصالت و واقعيّت آنها را اثبات نمايند ، مسائل و مفاهيم و اصولى را مطرح خواهند كرد كه كاملا قابل تطبيق بر خداى ازلى و ابدى و ما فوق و آفرينندهء عالم هستى ميباشد . طرز تفكَّر اين اشخاص داستان « انگور و اوزوم و عنب » را بياد مى آورد .
٢ - اشخاصى هستند كه بدون توجّه ، واقعيّات محسوس متحرّك از « كون به فساد » و از « فساد به كون » و وابسته به قوانين را بقدرى بالا مى برند و با صفاتى آنها را توصيف مى كنند كه تا حدّ خدائى مى رسانند از محدود ، نامحدود درميآورند و از متناهى ، نامتناهى . از محتاج ، بىنيازى مطلق و از موضوع حركت و سكون ، حقيقتى ما فوق حركت و سكون استنتاج مى نمايند و از اين راه فطرت و وجدان خدا جوى خود را خاموش مى سازند و دلائل علمى متقن را كه خدا و وحدانيّت او را با وضوح كامل اثبات مى نمايند ، ناديده مى گيرند