ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٩ - ترجمهء خطبهء صد و ششم
كرد ، پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم درخت خرما يا شاخهء پرشكوفهء درخت خرماى او را در معرض فروش به مرد انصارى قرار داد و قيمت آنرا تدريجا خيلى بالا برد . سمرة از فروش امتناع ورزيد ، پيامبر فرمود : [ چشم از اين درخت يا شاخه بپوش ] عوض آنرا در بهشت دريافت كن . باز سمرة از قبول پيشنهاد آن حضرت امتناع نمود . در اين هنگام رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به مرد انصارى فرمود : برو آن درخت يا شاخه را بكن و بسوى او بينداز ، زيرا [ در دين اسلام ] ضرر و ضرار نيست .
و در روايت حذّاء از ابو جعفر عليه السّلام نظير مطالب فوق آمده ، جز اين كه اين جملهء اضافى وجود دارد كه پس از آنكه سمرة از اجازه گرفتن امتناع ورزيد ، پيامبر اكرم فرمود : اى سمرة ، نمى بينم ترا مگر اين كه مى خواهى ضرر به غير وارد كنى ، برو اى فلان ( مرد انصارى ) آن درخت يا شاخه را بكن و آنرا به روى سمرة بينداز . ) در مواردى ديگر اين قانون صريحا گوشزد شده است ، مانند شفعه كه در آخر روايت مربوط به آن ( روايت عقبة بن خالد از امام صادق عليه السّلام ) همين جملهء : لا ضرر و لا ضرار آمده است . [١] در بارهء قاعدهء لا ضرر و لا ضرار رسالههاى متعدّدى نوشته شده است از آن جمله رساله در قاعده لا ضرر از محقّق عاليمقام شريعت اصفهانى و قاعدهء لا ضرر از مرحوم محقّق عاليقدر ميرزا محمّد حسين غروى نائينى بقلم مرحوم محقّق بزرگوار آقا شيخ موسى خوانسارى و از آن جمله رساله ايست كه در كتاب منابع فقه از اين جانب چاپ شده است ، همچنين قاعدهء معروف : الضّرورات تبيح المحظورات .
( ضرورتها ، ممنوعات را مجاز مى نمايد . ) نيز حكم مزبور را اثبات ميكند . البتّه اين قواعد ( لا ضرر ، لا جرح ، اباحهء ممنوعات در موقع ضرورتها ) تفاوتهائى با يكديگر دارند كه در كتب فقهى مورد تذكَّر قرار مى گيرد . امّا دلالت عقل ، بدانجهت كه عقل يكى از دلائل چهارگانهء احكام و تكاليف اسلامى است ، حكم آن در اين مورد بسيار با اهمّيّت است . در مباحث اصول و فقه به اتّفاق آراء همهء صاحبنظران ، قدرت ،
[١] مأخذ مزبور صفحهء ٢ ( ٣٦٨ ) .