ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - توفيق و عنايات ربّانى
بخدا ميباشد ، اگر چه ما نتوانيم آنها را درك كنيم و اگر چه ارتباطى با ما نداشته باشند ، زيرا او خير محض است و هر چيزى كه به وجهى از وجوه مربوط به آن خير محض باشد ، خير و نيكو بوده و سزاوار حمد و ستايش است .
توفيق و عنايات ربّانى جملهء آخر چنين است كه « كه ما از خدا براى اداى حقوق او يارى مى طلبيم » .
توفيق و يارى خداوندى كه از آثار بىشمارش لطف الهى است بر بندگانش ، محرّك ماوراى طبيعى انسان به اداى تكاليف و حقوق الهى است . البتّه لازمهء شمول لطف الهى بر بندگانش جبر و اضطرار نيست ، بلكه همان گونه كه در جاى خود مطرح شده است ، لطف كه توفيق و يارى براى انجام خيرات از آثار آن است ، عبارتست از آماده ساختن مقتضيات و توجيهات روانى و ذهنى ، نه بحدّى كه مستلزم قهرى و جبرى اعمال صالحه باشد . حقيقت اينست كه - < شعر > توفيق تو گر نه ره نمايد اين عقده به عقل كى گشايد < / شعر > نظامى گنجوى بايد بپذيريم كه :
< شعر > باد ما و بود ما از داد تست هستى ما جمله از ايجاد تست < / شعر > خداوندا ، < شعر > لذّت هستى نمودى نيست را عاشق خود كرده بودى نيست را لذّت انعام خود را وا مگير نقل و بادهء جام خود را وا مگير ور بگيرى كيست جست و جو كند نقش با نقّاش كى نيرو كند < / شعر > بار الها ، < شعر > منگر اندر ما مكن در ما نظر اندر اكرام و سخاى خود نگر ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما مى شنود < / شعر > آرى ، توفيق براى حركت در مسير مرضات خداوندى را همواره از او بخواهيم - < شعر > از خدا جوئيم توفيق ادب بىادب محروم ماند از لطف ربّ < / شعر > خداوند متعال در قرآن مجيد در مواردى متعدّد ، بندگان خود را تعليم مى دهد