ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - عامل دوم - ابهامات و تاريكىهائى كه سودجويان بنام دين
حال كه چنين است ، به زينتها و نعمتهاى دنيا دل خوش نكنيد . . .
حال كه چنين است ، به زينتها و نعمتهاى دنيا دل خوش نكنيد . . .
عقل سليم چنين حكم ميكند كه پايدار به ناپايدار فروخته نشود ، ثابت خود را به متغيّر نپيوندد . روح آدمى پايدار و ثابت است [ نه ساكن فيزيكى ] زر و زيور دنيا ناپايدار و متغيّر ، از دست دادن ثابت و پايدار در برابر آنچه كه ناپايدار و رفتنى است ، دور از خرد است . امير المؤمنين عليه السّلام نمى فرمايد : زينتها و عوامل عزّت و فخر و نعمتهاى دنيا را منتفى نماييد ، بلكه مى فرمايد : بدانجهت كه امور مزبوره رو به فنا و زوال است ، به آنها دل خوش ننمائيد و به رقابتهاى ناشايسته در بدست آوردن آنها نپردازيد . براستى چه حماقت آميز است كه آدميان براى بدست آوردن تجمّلات و عزّت و افتخارات زودگذر كه اغلب بر اساس تخيّلات استوار است ، ارواح خود را كه بايد در جاذبهء بارگاه ربوبى قرار بگيرند ، به رقابت كشنده در بارهء تجمّلات و عزّت و افتخارات بىاساس و زودگذر دنيا وادار نمايند < شعر > بر خيالى صلحشان و جنگشان بر خيالى نامشان و ننگشان < / شعر > شگفتا ، اين نوع انسانى كه ادّعاى تكاملش بقول مردم : گوش فلك را كر نموده است ، عشق عجيبى به مخفى كردن و مشوّه ساختن جمال والاى خود بوسيلهء زيورها و رنگ و بوى ظاهرى كه با چند قطره آب راه فنا را پيش مى گيرد ، مى ورزد گوئى همهء زينت پرستها - < شعر > لبسن الوشى لا متجمّلات و لكن كى يصنّ به الجمالا < / شعر > ( آنان وسائل زينت را پوشيدند نه براى تجمّل ، يعنى نه براى اين كه زيبا شوند ، بلكه براى اين كه جمال خود را با زينت ظاهرى بپوشانند و محفوظ بدارند . ) ناگواريها و سختىهاى دنيا شما را با شكست قطعى روبرو نكند .
ناگواريها و سختىهاى دنيا شما را با شكست قطعى روبرو نكند .
حوادث و پديدههاى دردآگين دنيا اگر چه تلخ است و گاهى تلخى آنها بسيار جانگزا است ، با اين حال ، بدانجهت كه همهء آنها رو به زوال و فنا است ، نبايد روح را با نوميدىهاى كشنده آزرده بسازد ، زيرا تلخى آزار و شكنجهء روح قابل مقايسه با ناگواريها و سختىهاى تلخ دنيا كه فقط جسم را ناراحت مى كند ، نيست .