ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤ - عامل دوم - ابهامات و تاريكىهائى كه سودجويان بنام دين
پس معناى اين كه « از اين دنيا اعراض كنيد ، يا اين دنيا را رها كنيد » آن نيست كه جهان هستى و ارتباط موجوديّت خود را با اين دنيا منتفى بسازيد ، بلكه مقصود همان است كه در مثال چشم زيبا و جذّاب متذكَّر شديم كه اگر درست دقّت كنيم خود آن چشمها ما را به سوى روح با عظمت جذب مى كنند . لذا مى توان گفت : از آن چشمها با همهء زيبائى و پر معنى بودن فى نفسه عبور كنيد و به روح كامل صاحب آن چشم برسيد . و هر اندازه معرفت آدمى به خود زيبائى و پر معنى بودن چشمهاى مفروض بيشتر باشد ، قطعى است كه برخوردارى آن شخص ، هم از آن چشمها و هم از روح پشت پردهء آنها عالىتر خواهد بود .
٢ - اين دنيا اجسام و همهء ابعاد مادّى شما را تدريجا رو بزوال مى برد و بالاخره مى پوساند . درست بينديشيد ، آيا عشق به تازه ماندن كالبد مادّى و ديگر شئون طبيعى مى تواند در برابر قوانين حاكم بر هستى عرض اندام نموده و در هفتاد و هشتاد سالگى نشاط و طراوت بيست و سى سالگى را انتظار داشت . همان گردش منظومهء شمسى كه بهار را بر كرهء خاكى ما به ارمغان مى فرستد ، پاييز و زمستان را هم بدنبالش بر همين كرهء خاكى ما روانه مى سازد .
وسائل آرايش و نمودهاى زيور و زينت باندازه اى محدود و تا مدّتى محدود مى تواند پرده اى روى واقعيّتها كه تبلورگاه قوانين است بكشد ، نه به اندازهء نامحدود و تا زمان نامحدود . حتّى همان پرده هم كه آرايش و پيرايش روى واقعيّتها مى كشد ، با كمى دقّت و كنجكاوى در جولان چشمها و نمودهاى ديگر اعضاء چنان شفّاف و زير خود را مى نمايد كه لباس رياء . ابو الحسن تهامى مى گويد :
< شعر > ثوب الرّياء يشفّ عمّا تحته فاذا التبست به فانّك عار < / شعر > ( لباس ريا زير خود را با شفّافيّتى كه دارد نشان مى دهد ، لذا اگر اين لباس را بپوشى تو قطعا برهنه اى . ) يك مصرع از يك بيت ابو العتاهية كه مناسب اين مورد است چنين است :
< شعر > و هل يصلح العطَّار ما افسد الدّهر < / شعر > ( و آيا عطَّار مى تواند اصلاح كند آنچه را كه روزگار آن را فاسد نموده است )