ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٦ - استناد مختصّات وارده در جملات امير المؤمنين عليه السّلام به اسلام قطعى است
استناد مختصّات وارده در جملات امير المؤمنين عليه السّلام به اسلام قطعى است .
١ - خداوند سبحان اسلام را عامل امن و آسايش قرار داد براى كسى كه خود را بآن وصل نمود . اين امن و آسايش معلول عمل به احكام و تكاليف اسلامى است كه در همهء اجزاء و پديدههاى زندگى آدمى ( كردار و انديشه و سخن و هرگونه حركات و سكنات ) وجود دارد ، يعنى يك انسان مسلمان هرگز احساس گسيختگى از مبدأ آفرينش و واضع قوانين دو قلمرو انسان و جهان نمى نمايد . اين كه پيشوايان اسلام فرياد مى زنند : جهان هستى بارگاه خدا است يا جهان هستى رصدگاهى براى نظاره و انجذاب به بينهايت است ، پرمعناتر از آنست كه ما اين گونه جملات را ذوقيّات ادبى تلقّى كنيم و لحظاتى با ذكر آنها دل خوش بداريم . معناى اين جملات با توجّه باين كه همهء اجزاء و پديدههاى زندگى در پرتو احكام و تكاليف الهى ، مستند به قانون و اصل است ، بخوبى روشن مى شود . بهمين جهت است كسى كه به اسلام پيوسته و در پرتو اين دين فطرى و عقلانى زندگى ميكند ، نه نگرانى دارد و نه اضطراب و تشويشى .
٢ - اسلام عامل صلح و صفا است براى كسى كه در آن داخل شود . احترام به صلح و صفا در اسلام مستند باحترام بسيار شديد بجان آدمى بلكه به جان هر جانداريست .
بهمين جهت است كه اسلام نه تنها جنگ و رزم آورى را محكوم مى كند ، بلكه وارد ساختن ناچيزترين مزاحمت را بر جانهاى آدميان ممنوع مى نمايد ، مگر اين كه يك جاندار خواه حيوان بمعناى عمومى آن باشد و خواه بمعناى انسان ، در صدد تزاحم و وارد كردن آسيب غير مجاز بر جان جاندارى برآيد كه مطابق كمّيّت و كيفيّت آن آسيب ، مستحقّ كيفر خواهد بود .
٣ - اسلام براى كسى كه بخواهد بوسيلهء منطق عقائد و احكام آن سخنى بگويد ، برهانى است لازم الاتّباع . يعنى كسى كه در پرتو عقايد و مقرّرات اسلامى سخنى مى گويد و عملى انجام مى دهد و مى انديشد و هدفگيرى مى نمايد ، بر مبناى بيّنه و برهان انجام مى دهد ، مخصوصا با توجّه باين كه اسلام براى اثبات هر ادّعائى مطالبهء دليل و برهان مى نمايد و مى گويد : ( وَقالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ )