ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٢ - بمنكرين الهيّات بگوئيد هر اندازه كه آگاهى و بينائى يك انسان عالىتر باشد ، آن انسان الهىتر است
١٤ ، ١٨ - فكأنّ ما هو كائن من الدّنيا عن قليل لم يكن و كأنّ ما هو كائن من الآخرة عمّا قليل لم يزل و كلّ معدود منقض و كلّ متوقّع آت و كلّ آت قريب دان ( و گوئى آنچه كه از دنيا وجود دارد ، در اندك زمانى وجود نداشته است و گوئى آنچه كه از آخرت وجود دارد ، پس از اندك زمانى ( پس از مرگ ) ابدى است .
هر قابل شمارشى ، پايان پذير و هر چه كه مورد انتظار است ، آينده و هر آينده اى ، نزديك و در حال رسيدن است . ) اشيائى كه انسان با آنها ارتباطى مثبت دارد ، در موقع خزيدن از هستى به نيستى ، خيال برمى انگيزند و شگفتى در درون او بوجود مى آورند .
اشيائى كه انسان با آنها ارتباطى مثبت دارد ، در موقع خزيدن از هستى به نيستى ، خيال برمى انگيزند و شگفتى در درون او بوجود مى آورند .
پيش از تفسير جملات امير المؤمنين عليه السّلام بيك مسألهء مهمّ در بارهء حركت اشاره مى كنيم : حركت و تحوّلى كه با مشيّت بالغهء خداوندى در همهء اشياء حاكميّت دارد ، مى توان گفت در دو كاروان جلوه مى نمايد :
< شعر > ١ - از عدمها سوى هستى هر زمان هست يا ربّ كاروان در كاروان ٢ - باز از هستى روان سوى عدم مى روند اين كاروانها دمبدم < / شعر > انعكاس حركت در دو كاروان مزبور در درون آدميان و تأثّر از آن دو يكسان و يكنواخت نيست . اختلاف انعكاس و تأثّر مزبور را از دو جهت بايد در نظر گرفت : جهت يكم - هستى و نيستى با قطع نظر از شيئى كه در حركت قرار گرفته است .
جهت دوم - اشيائى كه در حركت قرار مى گيرند .
نخست جهت يكم را در نظر مى گيريم يعنى هستى و نيستى را .
نخست جهت يكم را در نظر مى گيريم يعنى هستى و نيستى را .
آيا گام گذاشتن يك شيء به عرصهء هستى با قطع نظر از اين كه آن شيء چيست و ارتباطش با انسان چگونه است چه تفاوتى با بيرون رفتن يك شيء يا همان شيء از عرصهء هستى دارد بنظر مى رسد براى درك صحيح اين مسأله بايد ديد : ناظر در حركت در هر دو جلوه گاه ( از نيستى به هستى و از هستى به نيستى ) كيست و دريافت او در بارهء حركت و جهان