ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٠ - آنچه كه مربوط به حفظ هويّت اصلى حيات است نه تنها تحصيل آن منافاتى با زهد ندارد ، بلكه مسامحه در تحصيل آن كه موجب اختلال حيات مى گردد ، خلاف زهد حقيقى است كه در اسلام مطلوب است
درك مى كند كه هويّت اصلى حيات او در آن موقعيّت كه با ورود اندك عامل اختلال ، مختلّ مى گردد ، چيست و چگونه بايد در مسير صيانت آن بكوشد . لذا با كمال صراحت اين نتيجه را مى گيريم كه پيامبر اعظم اسلام و علىّ بن ابي طالب و سليمان بن داود عليهم السّلام مى بايست از هويّت اصلى حيات خود كه در موقعيّت زمامدارى بسيار مهمّ مادّى و معنوى بشر فعّاليّت مى كرد ، بشدّت هر چه تمامتر مواظب باشند و بكوشند و كمترين مسامحه در ادامهء حيات فعّال در موقعيّت خاصّ خود روا ندارند [ چنان كه هر سه بزرگوار انجام دادهاند ] . در عين حال ، پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله مقروض از دنيا مى رود و خوراك و پوشاك و مسكنش نه تنها از مردم معمولى بالاتر نبوده است بلكه به پائينتر از خوراك و پوشاك و مسكن مردم معمولى قناعت مى فرموده است .
فرزند ابي طالب عليه السّلام را مى بينيم كه با داشتن زمامدارى كشورهائى متعدّد مى فرمايد : و اين زمامدارى كه من دارم در نزد من بىارزشتر است از لنگه كفشى كه آنرا مى پوشم مگر اين كه حقّى را احقاق و باطلى را ابطال نمايم . پيراهنش را آن قدر وصله مى زدند كه ديگر از دادن آن به وصله كننده شرمنده مى شود . . . با نظر به مجموع مطالبى كه در اين مبحث عرض شد ، زهد معناى حقيقى خود را در اسلام همان گونه آشكار مى سازد كه خود سازى . يعنى چنانكه خودسازى در اسلام نبايد بمعناى خودسوزى تلقّى شود و بجاى قرار دادن خود طبيعى در مسير رشد و كمال كه تا بارگاه الهى كشيده شده است ، نبايد آنرا نابود كرد [ باين توهّم بىاساس كه ما بايد نفس را بكشيم نه هرگز ، ما نبايد نفس را بكشيم ، بلكه بايد چنگال آن را از خاك و امور خاكى بكشيم و رهسپار كوى من عالى انسانى نمائيم - < شعر > چيست دين برخاستن از روى خاك تا كه آگه گردد از خود جان پاك ] < / شعر > محمّد اقبال لاهورى همچنان معناى زهد آن نيست كه حيات ، آن جوهر خدادادى را مختلّ بسازيم و آنرا لقمهء قدرت پرستان و خود كامگان قرار بدهيم باين توهّم كه پرداختن به موادّ ضرورى و مفيد دنيا مخالف زهد است بلكه چنانكه گفتيم : مختلّ ساختن حيات در هر موقعيّتى كه هويّت معيّنى دارد ، خلاف زهد حقيقى است كه اسلام بما معرّفى نموده است . بلى همان گونه كه عقل سليم