ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - آنچه كه مربوط به حفظ هويّت اصلى حيات است نه تنها تحصيل آن منافاتى با زهد ندارد ، بلكه مسامحه در تحصيل آن كه موجب اختلال حيات مى گردد ، خلاف زهد حقيقى است كه در اسلام مطلوب است
حكم ميكند و منابع معتبر اسلامى براى ما تعليم مى دهد ، اينست كه ما ارزش جان و شخصيّت انسانى خود را كه از بالا شروع شده و رو ببالا بايد حركت كند [١] دريابيم و بدانيم كه جز خدا هيچ چيزى داراى آن ارزش و عظمت نيست كه اين جان و شخصيّت ، آنرا بپرستد .
از اين مباحث مى توان باين نتيجهء با اهمّيّت رسيد كه اگر تعليم و تربيت انسانها بحدّى مى رسيد كه هويّت موقعيّتى حيات را مى فهميدند و با شناخت و پذيرش اين كه هويّت حيات آدمى [ با نظر به قلمرو ذات و برون ذات حيات ] داراى نظام ( سيستم ) باز است و بايد در صيانت و پيش برد آن كوشيد ، نه تحقير آن در پرستش امور دنيوى كه همهء آنها در مقابل حيات آدمى ناچيزند ، آن موقع مى فهميديم انسان « آن چنانكه هست » چه معنا دارد و انسان در مسير « آن چنانكه بايد » بكجا مى رسد .
٨ ، ١١ - سرورها مشوب بالحزن ، و جلد الرّجال فيها إلى الضّعف و الوهن ، فلا يغرّنّكم كثرة ما يعجبكم فيها لقلَّة ما يصحبكم منها ( شادى دنيا با اندوه آميخته و قدرت مردان در آن ، رو به ناتوانى و سستى است .
پس فريب ندهد شما را فراوانى آنچه كه در اين دنيا براى شما خوشايند است ، زيرا آنچه كه از آنها همراه شما خواهد گشت اندك است . )
[١] < شعر > ما ز بالائيم و بالا مى رويم ما ز دريائيم و دريا مى رويم ما از اينجا و از آنجا نيستيم ما ز بيجائيم و بيجا مى رويم لا اله اندر پى الَّا اللَّه است همچو لا ما هم به الَّا مى رويم قل تعالوا آيتيست از جذب حقّ ما به جذبهء حقّ تعالى مى رويم كشتى نوحيم در طوفان روح لا جرم بىدست و بىپا مى رويم همچو موج از خود برآورديم سر باز هم در خود تماشا مى رويم . . . . . خوانده اى انّا اليه راجعون تا بدانى كه كجاها مى رويم اختر ما نيست در دور قمر لا جرم فوق ثريّا مى رويم < / شعر >