ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - ٣ - سريع إذا قام
بعد را هم انسان نمى تواند پيش بينى قطعى نمايد ، زيرا دستور قرآنى چنين است كه : ( وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ الله ) . [١] ( و هيچ چيزى را مگو كه من آنرا فردا انجام خواهم داد مگر [ اين كه بگويى ] اگر خدا بخواهد . ) با اين حال دستور به آينده نگرى و عاقبت انديشى مى دهد . و از دو دستور « در عاقبت امور بينديش » و « همهء امور بدست خدا است » اين قانون استخراج مى شود كه عاقبت انديشى بشر مانند كار و كوشش او امواجى است كه او در درياى فيض الهى كه همين عالم موجودات است ، بوجود مى آورد .
٣ - سريع إذا قام .
( و وقتى كه قيام كرد ، با سرعت و كمال جدّيّت به تكاپو مى پردازد . ) پس از آنكه مقدّمات قيام تكميل يعنى قدرت و ديگر وسائل قيام آماده گشت ، توقّف و درنگ را جائز نمى داند . اين جريان در تاريخ زندگى امير المؤمنين عليه السّلام بطور كامل مشاهده شده است ، يعنى هر دو صفت « تأمّل و بردبارى در قيام » و « سرعت و كمال جدّيّت در تكاپو » كاملا در زندگى امير المؤمنين عليه السّلام ديده شده است .
ما در همين نهج البلاغه با بيانات مختلفى اين مضمون را از آن حضرت مى شنويم كه مى فرمايد : دعونى و التمسوا غيرى .
( مرا رها كنيد و كس ديگرى را براى حكومت جستجو نمائيد . ) چنانكه صفت دوم را ، هم در مواردى از خطبهها و هم در مواردى از نامهها مشاهده مى كنيم كه با كمال صراحت و جدّيّت همهء كوششها و تكاپوها و جهادها و عزلها و نصبها و ديگر شئون زمامدارى را با استناد به مشروعيّت زمامدارى خود انجام مى دهد و كمترين قصور و مسامحه را بخود راه نمى دهد .
[١] الكهف آيهء ٢٣ .