ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - عظمت اين مربّى ( علىّ بن ابي طالب عليه السّلام ) در آنست كه براى آگاه ساختن و تعليم و تربيت مردم از خدا يارى مى جويد
اين است قاعدهء كلَّى :
< شعر > چون بجوئى تو بتوفيق حسن باده آب جان بود ابريق تن چون بيفزايد مى توفيق را قوّت مى بشكند ابريق را < / شعر > توفيق خداوندى معجزات را بوجود مى آورد :
< شعر > اژدها بد مكر فرعون عنود مكر شاهان جهان را خورده بود ليك از او فرعون تر آمد پديد هم وراهم مكر او را دركشيد اژدها بود و عصا شد اژدها اين بخورد آنرا به توفيق خدا دست شد بالاى دست اين تا كجا تا به يزدان كه اليه المنتهى < / شعر > توفيق خداونديست كه حقائق از پشت پرده براى انسان نمودار مى گردند - < شعر > همچو موسى بود آن مسعود بخت كاتشى ديد او به سوى آن درخت چون عنايتها به او موفور بود نار مى پنداشت و آن خود نور بود پس بدانكه شمع دين بر مى شود اين نه همچون ديگر آتشها بود اين نمايد نور و سوزد يار را وان بصورت نار و گل زوّار را اين چو سازنده ولى سوزنده اى وان گه وصلت دل افروزنده اى شكل شعله نور پاك ساز وار حاضران را نور و دوران را چو نار حاضران از غائبان خوشحالتر غائبان را نيست توفيق خبر < / شعر > خداوندا ، حركت در مسير كمال كه دستور تست ، بى توفيق تو امكان ندارد ، براى ما توفيق عنايت فرما - < شعر > اى تقاضاگر درون همچون جنين چون تقاضا ميكنى اتمام اين سهل گردان ، رهنما ، توفيق ده يا تقاضا را بهل بر ما منه چون ز مفلس زر تقاضا مى كنى زر ببخشش در سراى شاه غنى < / شعر > خداوندا ، رحيما ، تو بى آنكه ما استحقاق داشته باشيم ، نعمت وجود و امتيازات آنرا بر ما عنايت فرموده اى ، توفيقت را هم بهمانگونه شامل حال ما فرما - < شعر > اى كريم و اى رحيم سرمدى در گذار از بد سكالان اين بدى اى بداده رايگان صد چشم و گوش نى ز رشوت بخش كرده عقل و هوش پيش از استحقاق بخشيده عطا ديده از ما جمله كفران و خطا اى عظيم ، از ما گناهان عظيم تو توانى عفو كردن اى كريم < / شعر >