ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - ترجمهء خطبهء صد و ششم
جهان بهترين عرصه براى رشد و كمال است ، قابل اعتراض است ٨ - آيا اين اصل اساسى كه اگر پاسخى صحيح به « چرا » ( در اين دنيا زندگى ميكنم ) بدست نياوريد ، هيچ « چگونه » اى براى شما در اين دنيا قابل تفسير و توجيه نخواهد بود ، قابل تزلزل است ٩ - آيا اين اصل كه « اگر بخواهيد به نتيجه اى برسيد بايد كار و تلاش انجام بدهيد » ، مى تواند از بين برود ١٠ - آيا اين ركن محكم كه همهء انسانها بايد از حقّ آزادى و عدالت برخوردار باشند ، قابل اعتراض است ١١ - آيا احتمال مى رود كه روزى فرا رسد كه آدميان بدون مراعات قانون زناشوئى براى لذّت زودگذر شهوترانى ، دروازهء ورود به عرصهء زندگى را ببازى بگيرند و سپس بگويند : هيچ كس مجاز نيست انسانى را از دروازهء خروج زندگى بيرون براند آيا اين يك مسخرهء شرم آور نيست كه دروازهء ورود بزندگى آزاد ، مطلق و باز باشد ولى دروازهء خروج ممنوع العبور تلقّى شود هرگز احتمال ندهيد كه روزى فرا رسد كه قانون زناشوئى لغو شود و آدمكشى ممنوع تلقّى گردد . اينست يكى از آن اركان اسلامى كه محال است حتّى يك روز قابل چشم پوشى بوده باشد . اين اركان اساسى را مورد دقّت قرار بدهيد كه ببينيم آيا ممكن است روزى انسانها چشم باز كنند و ببينند اين اركان از بين رفتهاند ١٢ - علم و معرفت براى « حيات معقول بشرى » ضرورت دارد ١٣ - تساوى در برابر حقوق .
١٤ - عمل به تعهّدها و پيمانها .
١٥ - حفظ ارتباط با خدا بوسيلهء عبادات و ديگر تكاليف و دستورات الهى .
١٦ - ذيحقّ تلقّى كردن انسانها در امتيازى كه بدست آورده مى شود . مثلا اكتشافى مفيد كه نصيب يك انسان مسلمان مى شود ، با داشتن حقّ اختصاص اولى ، انسانهاى جامعه را كه نياز بآن دارند ، داراى حقّ تلقّى مى كند و خود را واسطهء فيض خداوندى بر بندگانش ميداند . اين اشتراك در حقّ امتيازات ناشى از زور و جبر نيست ، بلكه يك مسلمان اين اشتراك را در « حيات معقول » از اعماق وجدانش درك مى كند .