ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - خداوند متعال پيامبر را براى اظهار حقّ و گويايى ذكر خود فرستاد
است كه واسطهء ابلاغ ارادهء تشريعى خداوند سبحان بر بندگانش مى باشد . لذا مى توان گفت : منظور از شهادت در دو مورد ، معناى لغوى آن نيست كه بمعناى ديدن و حضور و گواهى مستند به حسّ و نظير آنها بوده باشد ، بلكه منظور فهم و پذيرش و اعتقاد محكم به مضمون جملهء اوّل است كه توحيد خداوند سبحان است و پيمان بستن به حركت در مسير تعيين شده از طرف خداوند يگانه ميباشد . و بدان جهت كه واقعيّات و مصالح و مفاسد وجود انسانى بايد از خود خالق فيّاض و خداوند يگانه ابراز شود ، لذا فهم و پذيرش و اعتقاد محكم به مضمون جملهء دوم [ كه رسالت عظماى محمّد بن عبد اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم است ] و بستن پيمان به عمل به آن چه كه آن واسطهء مقدّس از طرف خدا بوسيلهء وحى ابلاغ مى نمايد ، ضرورت پيدا ميكند . وفاى به اين دو پيمان همان گونه كه زندگى را از پوچى نجات داده و آدمى را وارد حيات معقول مى نمايد ، حيات اجتماعى را هم كه تار و پودش از پيمانهاى افراد تشكيل دهندهء اجتماع است ، منطقىتر و عاليتر و ايده آلتر مى سازد . شايد اين حقيقت را بارها تذكَّر دادهايم كه توقّع يك زندگى اجتماعى كه هر يك از افراد آن ، بثمر رسيدن شخصيّتش را با نظر به درك و فهم و تعقّل و احساسات و اختيارى كه در نهادش وجود دارند در آن زندگى دريابد ، بدون دو پيمان اساسى مورد بحث ، توقّعى است بيجا و انتظاريست بىمورد . پس تكرار شهادتين و تأكيد بر آن دو ، در حقيقت تذكَّر دائمى به دو اصل اساسى « حيات معقول » است كه فقط با قول ثابت انّا للَّه و با هدايت پيامبر عزيز به مصالح و مفاسد واقعى و انّا اليه راجعون امكان پذير مى باشد .
خداوند متعال پيامبر را براى اظهار حقّ و گويايى ذكر خود فرستاد .
حكمت بعثت پيامبر اعظم نه براى ارائهء امتيازات شخصى او مانند اخلاق برين و امانت و غير ذلك بود ، و نه براى پر كردن شكم مردم با غذاهاى گوناگون و پوشاندن بدن آنان با جامههاى فاخر و زيبا و نه براى بدست آوردن سرورى بر جوامع و سپردن مردم آن جوامع بدست چند خودكامهء شرّ و پليد مانند بنى اميّه و بنى عبّاس و غير آنها و نه براى ترجيح و تقديم نژاد خود بر ديگر نژادها ، زيرا كه منابع اوّليّهء اسلام پر از نفى اين امور ( رياست و نژادبازى ) بوده و سير كردن شكمها و پوشاندن بدنها را هم از