ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - عظمت اين مربّى ( علىّ بن ابي طالب عليه السّلام ) در آنست كه براى آگاه ساختن و تعليم و تربيت مردم از خدا يارى مى جويد
< شعر > ما ز حرص و آز خود را سوختيم وين دعا را هم ز تو آموختيم حرمت آن كه دعا آموختى در چنين ظلمت چراغ افروختى دستگير و ره نما ، توفيق ده جرم بخش و عفو كن ، بگشا گره < / شعر > از مهمترين توفيقات ربّانى رسيدن به خدمت مربّيان و رهبران عاليقدر است كه از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم نقل شده است كه فرمود : هلك امرء ليس له حكيم يرشده .
( بهلاكت رسيد مردى كه نباشد براى او حكيمى كه ارشادش كند . ) پس از آنكه آن حكيم مربّى از ديدگاهم ناپديد گشت - < شعر > خواستم تا از پى آن شه روم پرسم از وى مشكلات و بشنوم بسته كرد آن هيبت او مر مرا پيش خاصان ره نباشد عامه را ور كسى را ره شود گو سر فشان كان بود از رحمت و از جذبشان پس غنيمت دار آن توفيق را چون بيابى صحبت صدّيق را نه چو آن ابله كه يابد قرب شاه سهل و آسان درفتد آن دم ز راه [١] چون ز قربانى دهندش بيشتر پس بگويد ران گاو است اين مگر نيست اين از ران گاو اى مفترى ران گاوت مى نمايد از خرى بذل شاهانه است اين بى رشوتى بخشش محضست اين از رحمتى هيچ نكشد نفس را جز ظلّ پير دامن آن نفس كش را سخت گير چون بگيرى سخت آن توفيق هوست در تو هر قوّت كه آيد جذب اوست < / شعر > اعراض از مربّى روحى و دورى گزيدن از پيشتازان انسان ساز و بىاعتنائى در بارهء آنان ، بدون ترديد اساسىترين عامل عقب ماندگى بشر از ترقّى و اعتلاء ميباشد .
لذا با كمال صراحت مى گوئيم : آن فرد و جامعه و آن دنيايى كه كارى با مربّيان روحى ندارند و يا در صدد منتفى ساختن آنان از جامعه بر مى آيند ، توفيق الهى را از خود
[١] براى روشن شدن معناى شاه از ديدگاه مولوى ، لطفا به كتاب مولوى و جهان بينىها مراجعه فرمائيد .