ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - جهت دوم - در توضيح اين تفاوت
در حركتند ، مورد تقسيم و تحليل قرار مى دهيم :
١ - اشيائى كه در عرصهء كيهان بزرگ بوجود مى آيند و مدّتى يا بطور معمولى و يا با ارقام نجومى بوجود خود ادامه مى دهند و سپس راه فنا و زوال را پيش مى گيرند .
ارتباط ما با اين اشياء همين مقدار است كه مى دانيم چنين موجوداتى در پهنهء كيهان بزرگ يك بار در كاروان اوّل - < شعر > از عدمها سوى هستى هر زمان هست يا ربّ كاروان در كاروان < / شعر > و بار ديگر در كاروان دوم - < شعر > باز از هستى روان سوى عدم مى روند اين كاروانها دمبدم < / شعر > در حركت بودهاند . اگر هم آن اشياء در موجوديّت ما بوسيلهء كرهء زمين [ كه جزئى بسيار بسيار كوچك از اين كيهان ولى مربوط به همهء اجزاى آن مى باشد ] تأثيرى داشته باشند ، احساس آن تأثير در حالات عادى بقدرى ناملموس است كه مانند عدم تلقّى مى شود و لذا هيچ انعكاس و تأثيرى در انسانها ايجاد نمى كند .
٢ - اشيائى كه بنحوى با ما در ارتباط قرار مى گيرند . بديهى است كه نظاره بر جريان حركت اشيائى كه با ما در ارتباطند با نظر به اختلاف شدّت و ضعف ارتباط ، انعكاس و تأثيراتى مختلف در ما بوجود مى آورد . هر اندازه كه ارتباط آن اشياء با ما شديدتر باشد ، بديهى است كه نظاره بر حركت آن اشياء در هر دو جلوه اى كه دارد ( از نيستى به هستى و از هستى به نيستى ) در درون ما انعكاس عميقتر و تأثير شديدترى ايجاد خواهد كرد . بعنوان مثال : كسى كه ساليان طولانى از ازدواجش گذشته و داراى فرزند نشده است ، هنگامى كه داراى فرزند مى شود ، يعنى انسانى كه رابطهء فرزندى بسيار محبوب [ بجهت مطلوب و غير منتظره بودنش با نظر بوضع طبيعى او ] با او دارد ، از نيستى وارد ديار هستى مى گردد ، براى او بسيار مطلوب و با اهمّيّت تلقّى مى شود ، چنانكه در موقع نظاره بر حركت چنين فرزندى از هستى به نيستى شديدترين تأثّر