ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - فهم برين و مختصّات آن
كردهايد و اگر در خود شما اين نيرو وجود نداشته است ، در ديگران ديده يا شنيدهايد كه از نيروى استشمام برخوردارند ، مانند : استشمام بازرگانى ، استشمام قضائى ، استشمام مديريّت ، استشمام سياسى و نظامى و غير ذلك . مسلَّم است كه استشمام كه معناى لغوى آن عبارتست از بو بردن ( دريافت بو ) با هيچيك از پديدهها و جريانات ذهنى معمولى ، مانند انديشه و تخيّل و تعقّل و تداعى معانى و الهامات ، قابل تفسير و تعريف نمى باشد و با اين حال چنانكه وجود پديدهء حدس قابل ترديد نيست ، همچنين وجود پديدهء استشمام كه يكى از انواع دريافتهاى فوق منطقى رسمى ميباشد ، قابل شكّ و انكار نيست . بعضى از عرفا مانند مولوى ، آن مغز را كه نتواند آدمى را از راه استشمام برين بكوى كمال رهنمون شود ، مغز نمى دانند ، زيرا - < شعر > بينى آن باشد كه او بوئى برد بوى او را جانب كويى برد < / شعر > مسلَّم است كه هيچ يك از حدس و استشمام هرگز بدون علَّت در مغز آدمى بروز نمى كند ، و حتما علَّتى بوجود مى آيد كه آن دو پديده در مغز آدمى پديدار مى گردند ، زيرا آن دو از قانون علَّيّت بركنار نيستند . آنچه كه آن دو را از ديگر انواع درك و دريافت متمايز مى سازد ، اينست كه يا سرعت انتقال از مقدّمه به مقصد در هنگام حدس بقدرى زياد است كه انسان احساس نمى كند كه از مقدّمات متعدّدى عبور كرده و به نتيجه ( مقصد ) رسيده است و يا ممكن است خداوند متعال در مغز آدمى نيروئى قرار داده است كه بوسيلهء آن بدون حركت از مسير با ورود به مقدّمه يا دريافت آن ، مقصد را درمى يابد .
امّا استشمام عبارتست از دريافت واقعيّتى مانند دريافت عينى آن ، از امورى كه مغزهاى معمولى نمى توانند آن واقعيّت را از چنان امورى دريافت نمايند . نسبت فهم برين به مبادى و حقائق كلَّى عالم هستى ، نسبت حدس و استشمام است بواقعيّات معمولى كه آدمى در زندگى با آنها ارتباط برقرار ميكند . اين فهم برين فقط از معرفت مقرون به عمل بوجود مى آيد . [١]
[١] حكيم سنائى مى گويد : < شعر > از خويشتن آزاد زى ، از هر بلائى شاد زى هر جا كه باشى راد زى ، چون يافتى از عشق شمّ < / شعر >