ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٥ - خداوند متعال پيامبر را براى اظهار حقّ و گويايى ذكر خود فرستاد
١ - پيمان فطرى انسانها را كه براى قرار گرفتن در مسير كمال با خدا بستهاند آمادهء وفاء نمايند .
٢ - نعمتهاى فراموش شدهء خداوندى را بياد آنان بياورند .
٣ - حجّتها را بمردم ابلاغ كنند .
٤ - سرمايههاى مخفى عقول مردم را بيرون آورند و در معرض فعليّت قرار بدهند .
٥ - آيات قدرت خداوندى را براى بندگان خدا نشان بدهند .
٦ - آيات الهى را در معيشتهائى كه آنان را احياء ميكند قابل ديدن بسازند .
هر يك از اين امور ششگانه كه حيات شايسته ( حيات معقول ) بدون آنها امكان پذير نيست ، حقّ است و پيامبر عظيم الشّأن اسلام مانند انبياى گذشته مأمور شناساندن اين حقّها بمردم و اجراى آنها در جوامع انسانى بودهاند ، و اينست معناى آيهء مباركه : ( هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ ) . [١] ( اينست كتاب ما كه با شما بر مبناى حقّ سخن مى گويد . ) خداوند سبحان پيامبر اكرم را براى اشاعهء ذكر خداوندى فرستاد . با شيوع ذكر خداوندى در ميان انسانها ، باضافهء اين كه زندگى هر يك از افراد انسانى ، تكيه بر بزرگترين پشتيبان مى نمايد و با هيچگونه خلأ و بيچارگى و « چكنم چكنم » روياروى نمى گردد ، زندگى اجتماعى نيز از نوعى نورانيّت الهى منوّر مى گردد كه جامعه هرگز خود را با چنين سؤالى كه « چه بايد كرد » مواجه نمى بيند . در آينده بحثى مشروح در بارهء چه بايد كرد كه خردمندان همهء جوامع در همهء دورانها ، آنرا در مقابل چشمانشان مى بينند خواهيم داشت . البتّه همهء ما مى دانيم كه هر كتاب و هر گونه اراءهء طريقى كه در پاسخ « پس چه بايد كرد » به افكار بشرى عرضه شده است ، اگر آن اهداف زندگى را كه پيامبران عظام براى وصول به هدف اعلاى زندگى ابلاغ فرمودهاند ، از پاسخ منها كردهاند ، نه تنها پاسخ مفيدى عرضه نكردهاند ، بلكه دردها و مشكلات ديگرى را هم بر دردها و مشكلات بشرى افزودهاند . پيامبر اكرم رسالتى
[١] الجاثيه آيهء ٢٩ .