ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - گمراهى كه در شام عربده مى كشد و پرچم در اطراف كوفه مى زند
١٥ ، ٣٠ - لكأنّى أنظر إلى ضلَّيل قد نعق بالشّام و فحص براياته فى ضواحى كوفان ، فإذا فغرت فاغرته و اشتدّت شكيمته و ثقلت فى الأرض وطأته ، عضّت الفتنة أبنائها بأنيابها و ماجت الحرب بأمواجها و بدا من الأيّام كلوحها و من اللَّيالى كدوحها ، فإذا أينع زرعه و قام على ينعه و هدرت شقاشقه و برقت بوارقه ، عقدت رايات الفتن المعضلة و أقبلن كاللَّيل المظلم و البحر الملتطم ( البتّه چنان مى بينم شخصى را كه سخت گمراه است كه در شام عربده كشيده و جايگاهى براى پرچمهاى خود در اطراف كوفه گرفته است ، تا آن گاه كه دهانش باز شود و مقاومت و امتناعش سخت گردد و گام گذاشتن او بر زمين سنگينى كند و در آن هنگام فتنه و آشوب ، فرزندان خود را با دندانهايش بگزد و جنگ با امواج خود سر بكشد و از روزهاى آن دوران چهرهء خشن و عبوس آشكار شود و از شبهايش اثر زخمهاى آنها بروز نمايد . در آن هنگام كه كاشته اش به حدّ كمال رسد و در حدّ كمال خود بايستد و شقشقههاى او به صدا در آيد و اسلحهء برّاق او درخشيدن بگيرد ، در اين موقع است كه پرچمهاى فتنه بسيار سخت و عاجز كننده بسته و آماده شوند و مانند شب تاريك و درياى متلاطم بحركت در آيند و روى بياورند . ) گمراهى كه در شام عربده مى كشد و پرچم در اطراف كوفه مى زند .
شارحان نهج البلاغه در بارهء تعيين اين گمراه نظرات مختلف دادهاند . ابن ميثم بحرانى و ميرزا حبيب اللَّه هاشمى خوئى نظر ابن ابى الحديد را ترجيح دادهاند .
نظر اين شارح بقرار زير است : « و اين گمراه كنايه است از عبد الملك بن مروان ، زيرا اين صفتها و علامتها كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است ، در عبد الملك كاملتر از غير او است . زيرا عبد الملك موقعى كه مردم را به پذيرش رياست خود دعوت كرد ، در شام قيام نمود و