ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦ - ترجمهء خطبهء صد و سوم
[ رها شده بحال خود ] از راه حقّ متجاوزو بدون رهبرى كه دليل راه است ، در حركت استاگر اين بندهء [ رها شده بحال خود ] به كشتكار دنيوى خوانده شود ، بكار مى افتد و اگر به كشتكار اخروى خوانده شود كسل و افسرده مى گرددگوئى آنچه كه براى آن عمل كرده است ( امور دنيوى ) ، براى او واجبو آنچه كه در آن سستى و كاهلى ورزيده است ( امور اخروى ) ، از او ساقط است آخر الزّمان ( و از جملهء اين خطبه است : ) و آن [ آخر الزّمان ] زمانيست كه نجات پيدا نمى كند در آن مگر هر مؤمنى كه گمنام زندگى مى كنداگر در ميان جمع حاضر باشد شناخته نشود و اگر غايب شود جستجويش نكنندآنان هستند چراغهاى هدايتو علامت راهنما براى حركت در شب [ بسوى هدفهاى الهى ] آنان نه در ميان مردم براى افساد و بهم زدن آنان بحركت مى افتندو نه فاش كنندهء منكراتى هستند كه از مردم بروز ميكند و نه احمقانى هستند كه سخنان لغو بگويندآنان كسانى هستند كه خداوند درهاى رحمت خود را بروى آنان بازو شدّت عذاب خود را از آنان مرتفع مى نمايداى مردم ، زمانى براى شما فرا مى رسد كه اسلام در آن برگردانده مى شود ، همان گونه كه ظرف با محتوياتش برگردانيده مى شوداى مردم ، خداوند شما را بركنار فرموده از آنكه بشما ظلم كندولى شما را از آنكه مبتلا و آزمايش كند دور نساخته استو خداوند [ بزرگترين گوينده ] فرموده است : « در اين امر آياتى است و ما آزمايش كنندهايم . »