ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - اى بنى اميّه ، بشنويد يا نشنويد ، بزودى دنيا و رياست بىاساس آنرا با كمال ذلَّت و خوارى از دست خواهيد داد
گاهى سؤال به انگيزگى اهانت و وارد كردن زجر بر روح مخاطب صورت مى گيرد ، نه براى خودنمائى محض . در اين هنگام است كه سؤال كننده با چهرهء ضدّ انسانى و با شمشير برّان الفاظ سؤال ، روح مخاطب را مجروح ميكند و با شماتتهائى كه بجهت ناتوانى مخاطب ابراز ميكند ، بجراحتهاى روحى مخاطب نمك مى پاشد .
بايد اين نابخردان تبهكار منتظر جراحتهاى روحى از باب مكافات باشند كه دير يا زود سراغ ارواح آنها را خواهد گرفت . باضافهء اين كه چون اين گونه اشخاص علم را وسيلهء آزار و شكنجهء مردم قرار مى دهند ، خداوند متعال نور علم را از درون آنان سلب نموده است .
( مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا ) [١] .
( و آنها را در تاريكيهائى رها ميكند كه بينائى را از دست مى دهند . ) امير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ كسى كه از آن حضرت در بارهء مشكلى سؤال كرده بود ، چنين فرمود : سل تفقّها و لا تسئل تعنّتا فإنّ الجاهل المتعلَّم شبيه بالعالم و إنّ العالم المتعسّف شبيه بالجاهل المتعنّت . [٢] ( بپرس براى فهميدن و مپرس براى آزار دادن و وارد كردن مسئول در مشقّت و ناراحتى ، زيرا جاهلى كه در جريان تعلَّم و آموزش است ، شبيه به عالم است و عالمى كه كج انديش است شبيه به جاهل موذى است . ) در آغاز اين مبحث گفتيم كه معناى واقعى سؤال اينست كه سؤال كننده مى گويد : من در حركت بسوى معرفت ، با مجهول و تاريكى روبرو شدهام و مشتاق حلّ آن مجهول و برطرف شدن تاريكى هستم . و چون افراد انسانى [ جز انبياى عظام و ائمّهء معصومين و آن دسته از اولياء اللَّه كه بوسيلهء معرفت و تهذّب نفس از نور عالى معرفت برخوردار شدهاند ] تدريجا بمقام علم مى رسند و مجهولات آنان بطور تدريجى بوسيلهء مشاهدات و تجارب و تحقيق و تعقّل برطرف مى گردد ، لذا عبور از پلها و گردنه هاى
[١] البقرة آيهء ١٧ .
[٢] كلمات قصار در حكم شمارهء ٣٢٠ .