ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - عظمت اين مربّى ( علىّ بن ابي طالب عليه السّلام ) در آنست كه براى آگاه ساختن و تعليم و تربيت مردم از خدا يارى مى جويد
اين مقدار حركت را بايد آغاز كنيم كه از اعماق قلب بخواهيم : ألَّلهمّ وفّقنا لما تحبّ و ترضى .
( خداوندا ، ما را به آن چه دوست دارى و ترا خشنود مى سازد ، يارى فرما . ) و مادامى كه اعمال ما با تكيه بر خويشتن و با انگيزگى عوامل غير الهى صادر مى شود ، خود را از توفيق الهى محروم مى نمائيم . بهمين جهت است كه :
< شعر > سعيكم شتّى تناقض اندريد روز مى دوزيد و شب برميدريد < / شعر > حتّى آن عبادات و اعمالى را كه انجام مى دهيم ، اگر توفيق و لطف خداوندى نباشد ، نيّتهاى ما در آن عبادات و اعمال ، مختلّ و حضور قلب مفقود و دل ما از آنچه كه انجام مى دهيم ، بيخبر است .
آرى ، اى خداى سبحان - < شعر > تو به بىتوفيقت اى نور بلند جز به ريش تو به نبود ريشخند سبلتان تو به يك يك بر كنى تو به سايه است و تو ماه روشنى چون كه بى تو نيست كارم را نظام بى تو هرگز كار كى گردد تمام چون گريزم ز ان كه بى تو زنده نيست بى خداونديت بود بنده نيست < / شعر > حتّى تلخى محروميّت از توفيق بدرجه اى از شدّت مى رسد كه بنده با كمال جدّيّت مى گويد :
< شعر > جان من بستان تو اى جان را اصول ز ان كه بى تو گشتهام از جان ملول عاشقم من بر فن ديوانگى سيرم از فرهنگ و از فرزانگى < / شعر > آرى ، بريدن از توفيق الهى ، همان بريدن ماهى از آب است كه جز جان كندن هيچ نتيجه اى ندارد - < شعر > چشمها و گوشها را بسته اند جز مگر آنها كه از خود رسته اند جز عنايت كه گشايد چشم را جز محبّت كه نشاند خشم را جهد بىتوفيق جان كندن بود ز ارزنى كم گر چه صد خرمن بود جهد بىتوفيق خود را كس مباد در جهان و اللَّه اعلم بالرّشاد جهد فرعونى چو بىتوفيق بود هر چه او مى دوخت آن تفتيق بود < / شعر >