ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٥ - ترجمهء خطبهء صد و سوم
ترجمهء خطبهء صد و سوم در ترغيب مردم به پارسائى در دنيا اى مردم ، دنيا را از ديد پارسايان در دنيا بنگريدكه از آن اعراض نمودهاند زيرا سوگند بخدا ، اين دنيا پس از اندك زمانى ، ساكن آرام گرفته در آن را ، زائل مى سازدو خود كامهء طغيانگر را كه ايمن از آن است در درد فرو مى بردآنچه كه از اين دنيا رويگردان شده و پشت بانسان نمايد برنمى گرددو دانسته نمى شود آنچه كه خواهد آمد تا مورد انتظار قرار بگيردشادى دنيا با اندوه آميخته و قدرت مردان در آن رو به ناتوانى و سستى استپس فريبتان ندهد فراوانى آنچه كه در اين دنيا براى شما خوشايند استزيرا آنچه كه از آنها همراه شما خواهد بود اندكست .
خدا رحمت كند مردى را كه انديشيد و عبرت اندوختو از عبرت اندوخته بينائى يافتگوئى آنچه كه از دنيا وجود دارد ، در اندك زمانى وجود نداشته است و گوئى آنچه كه از آخرت وجود دارد پس از اندك زمانى ( پس از مرگ ) ابدى است هر قابل شمارشى ، پايان پذيرو هر چه مورد انتظار است ، آينده و هر آينده اى ، نزديك و در حال رسيدن است .
صفت انسان عالم ( و از جملهء اين خطبه است : ) عالم كسى است كه اندازه و ارزش خود را بشناسد كافى است براى نادانى مرد كه ارزش خود را تشخيص ندهدو قطعا از مبغوضترين مردان در نزد خدا آن بنده ايست كه خدا او را بخود او واگذاشته استاين بندهء