ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣ - زمانى فرا مى رسد كه در آن زمان مردان الهى گمنام زندگى مى كنند ، در عين حال چراغهائى فرا راه رشد و كمال انسانها مى باشند
جستجويش نكنند . آنان هستند چراغهاى هدايت و علامتهاى راهنما در حركتهاى شبانه [ بسوى هدفهاى الهى ] . آنان نه در ميان مردم براى افساد و بهم زدن آنان بحركت مى افتند و نه فاش كنندهء منكراتى هستند كه از مردم بروز ميكند . آنان كسانى هستند كه خداوند درهاى رحمت خود را بروى آنان باز و شدّت عذاب خود را از آنان مرتفع مى نمايد . ) زمانى فرا مى رسد كه در آن زمان مردان الهى گمنام زندگى مى كنند ، در عين حال چراغهائى فرا راه رشد و كمال انسانها مى باشند .
معلوم نيست كه منظور امير المؤمنين عليه السّلام از زمانى كه آنرا توصيف مى فرمايد ، آخر الزّمان باشد . اين جمله نظير همان جملاتى است كه مى فرمايد : سيأتى زمان على النّاس . . . ( بزودى زمانى براى مردم مى رسد . . . ) زندگى با گمنامى بر دو قسم عمده تقسيم مى گردد : قسم يكم ، ناشى از ناتوانى از قرار گرفتن در معرض نوسانات زندگى اجتماعى و روياروئى با عوامل و حوادث تند و خشن و مواجهه با اقوياء و غير ذلك است . البتّه اين قسم از گمنامى ممكنست ناشى از ضعف نفس و ناتوانى اراده بوده باشد كه اگر مستند به عوامل جبرى بوده باشد ، مسؤوليّتى متوجّه چنين گمنامى نمى باشد . ولى اگر مستند بمقدّمات اختيارى باشد بدين معنى كه مستند بضعف نفس و ناتوانى ارادهء شخص ناشى از تن پروريها و خويشتن گرايى [ كه باعث مطرود شدن است ] بوده باشد ، اگر انزوا و عزلت موجب شود كه سرمايهء وجودش بيهوده تلف شود ، قطعى است كه چنين شخصى مسئول سرمايه اى خواهد بود كه مى توانست از آن سرمايه براى رفع نيازهاى مادّى و معنوى خود و ديگران بهره بردارى نمايد .
قسم دوم ، از گمنامى كه مى توان گفت : نصيب انسانهاى رشد يافته مى گردد ، آن عزلت و انزوا است كه ارتباطش با همنوعان خود ، براى جلب منفعت بهيچ وجه نبوده ، يعنى نه تنها براى نفع مادّى با مردم تماس نمى گيرد ، و نه تنها براى دفع ضرر