ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٦ - ٢ - اختيار فرشته اى
به ذات و وجود و صفات بينهايت خويش است . خداوند نمونه اى از استعداد بدست آوردن اين علم را در انسانها قرار داده است كه آنان نيز مى توانند اين علم را در بارهء خودشان به فعليّت برسانند . شاهد امكان وصول انسانها به چنين علمى ، نه تنها تصوّر يا انشاء بينهايت رياضى در ذهن است كه در بارهء اعداد و زمان و ابعاد و غير ذلك مى توانند بينهايت را تصوّر يا در ذهن انشاء كنند ، و نه تنها انسانها مى توانند به عالم هستى اشراف پيدا كرده و در بارهء آن ، احكام فلسفى صادر نمايند ، بلكه انسانها توانائى دريافت مفهومى از علم بينهايت و قدرت بينهايت و حيات بينهايت را در موقع دريافت مفهومى از خدا درك مى كنند . مبناى يكى از مهمّترين دلائل وجود خداوند ذو الجلال همين دريافت شگفت انگيز است . توضيح اين كه ما انسانها چه در موقع نيايشها و چه در عموم اوقات كه توجّه به خدا داريم ، با مفهومى از بينهايت ، آن مقام ربوبى را درمى يابيم ، زيرا بطور ارتكازى ذهنى يقين داريم كه خداوند يك موجود متناهى نيست و با توجّه باين كه حواسّ ما و فعّاليّتهاى آن محدود است و همچنين ذهن و نيروها و فعّاليّتهاى ذهنى ما متناهى است ، اين حقيقت اثبات مى شود كه دريافت آن مفهوم بينهايت و لو بطور اجمال ، از عنايات خداوند سبحان است - < شعر > اين دعا هم بخشش و انعام تست ور نه در گلخن گلستان از چه رست < / شعر > دكارت در مغرب زمين از اين بينهايت يابى مغز آدمى با اين كه بطور طبيعى نبايد توانائى دريافت بينهايت را داشته باشد ، خدا را اثبات مى كند .
براى بررسى مشروح اين مطلب به مقدّمهء مجلَّد ١٤ از تفسير و نقد و تحليل مثنوى مراجعه فرمائيد .
٢٠ - جهان هستى در برابر خداوند ، از آن نحو موجوديّت برخوردار نيست كه خدا را محدود بسازد ، يعنى موجودات جهان هستى نمى توانند مكان و موقعيّتى را اشغال نمايند كه خدا از آن مكان و موقعيّت منفى شود . او محيط بر همهء ذرّات و شئون هستى است و هيچ موجودى نمى تواند موجوديّت او را تعيّن و محدوديّتى خاصّ ببخشد . نمونه اى از اين عظمت را در نفس انسانى مى توان ديد . نفس انسانى چنان احاطه اى بر اجزاء و همهء شئون داخلى و خارجى بدن دارد كه هيچ يك از آنها نمى تواند نفس را محدود ساخته و در آن موقعيّت كه هست ، نفس را از آن موقعيّت منفى نمايد .