ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٥ - عظمت اين مربّى ( علىّ بن ابي طالب عليه السّلام ) در آنست كه براى آگاه ساختن و تعليم و تربيت مردم از خدا يارى مى جويد
< شعر > قدر همّت باشد آن جهد و دعا ليس للإنسان الَّا ما سعى واهب همّت خداوند است و بس همّت شاهى ندارد هيچ خس < / شعر > ١٤ - توفيق صيقلى شدن دل از خدا است :
< شعر > نيست تخصيص خدا كس را بكار مانع طوع و مراد و اختيار ليك چون رنجى دهد بدبخت را او گريزاند بكفران رخت را نيكبختى را چو حق رنجى دهد رخت را نزديكتر وا مى نهد < / شعر > از اين ابيات معلوم مى شود كه مولوى هم اين نظريّه را تأييد مى كند كه براى آماده كردن زمينهء توفيق و لطف ربّانى اراده و همّت انسان شرط است ، و الَّا عدالت خداوندى مقتضى تساوى همهء بندگان او در شمول الطاف و عنايات و توفيقات او است .
با اين حال ، ما بندگان ناچيز هيچ حقّى نداريم كه تكليفى براى آن مقام شامخ معيّن كنيم .
مجموع مطالعات در احكام عقلى و منابع اسلامى ، اثبات ميكند كه خداوند بمقتضاى لطف و كرم و عنايت ربّانى خود ، رشد و پيشرفت روحى بندگانش را مى خواهد [ نه خواستن با ارادهء تكوينى حتمى كه از تحقّق خواسته شده تفكيك نمى گردد ] ، بلكه آن خواستن كه بر همهء خيرات تعلَّق دارد اعمّ از اين كه در كارگاه وجود بطور جبر قانونى تحقّق يافته باشند و يا وارد ديار هستى نگردند . براى توضيح مى توانيم در نظر بگيريم كه چون رشد و كمال همهء انسانها خير است ، قطعا خداوند متعال آن را مى خواهد .
[ ولى نه آن خواستن تكوينى كه هرگز از خواسته شدهء خداوندى تخلَّف نمى پذيرد ] بلكه آن خواستن كه محبوبيّت و مطلوبيّت آن خير اقتضاء ميكند . بر مبناى اين اصل است كه مى توانيم بگوئيم توفيق و عنايت و كرم خداوندى كه از آثار لطف او است شامل همهء بندگان او است ، نهايت امر - < شعر > باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست در باغ لاله رويد و در شوره زار خس < / شعر > يعنى اين انسان است كه براى برخوردارى از لطف خداوندى بايد تا آنجا كه مى تواند موانع را بردارد و مقتضيات را ايجاد كند ، اگر چه از يك جهت ، بايد از خدا بخواهيم كه در برداشتن موانع و ايجاد مقتضيات لطف و توفيق خداوندى ، توفيق و لطفش را شامل حال ما بفرمايد . بنا بر اين ، همان طور كه در منابع اوّليّهء اسلام آمده است ، ما