ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٠ - فقط اين انسانهاى گمنام هستند كه حيثيّت بشرى را حفظ ميكنند و در راه اعتلاى آن ، بدون اين كه سر و صدائى براه بيندازند از همهء دنيا مى گذرند
قسمت دوم ، آن دسته از احكام است كه بازگو كنندهء ضرورتهاى زندگى فردى و اجتماعى بشر بوده
قسمت دوم ، آن دسته از احكام است كه بازگو كنندهء ضرورتهاى زندگى فردى و اجتماعى بشر بوده و ضرورى بودن آن احكام اختصاص بزمان و موقعيّت معيّنى ندارد ، مانند وجوب عمل به تعهّدها ، برگرداندن امانت به صاحبان خود ، لزوم مزد براى كار و امثال اين احكام ضرورى . معناى زوال اين قسمت از اجزاء اسلام از جامعه ، آن نيست كه آن احكام ضرورى بكلَّى از جامعه حذف شود ، بلكه مقصود اينست كه عمل به آن احكام به انگيزگى جلب سود و دفع ضرر شخصى صورت مى گيرد كه حتّى جوامع غير اسلامى و ضدّ اسلامى هم انجام مى دهند . بهمين جهت است كه نمى توان عمل مزبور را داراى ارزش در « حيات معقول » اسلامى بحساب آورد .
قسمت سوم ، آن احكام و تكاليفى است كه به گذشت از لذائذ و تحمّل زحمات و حتّى به فداكارىها و گذشت از جان نيز نيازمند است
قسمت سوم ، آن احكام و تكاليفى است كه به گذشت از لذائذ و تحمّل زحمات و حتّى به فداكارىها و گذشت از جان نيز نيازمند است مانند نماز و روزه و حجّ و ديگر عبادات و جهاد و اخراج حقوق مالى از ثروت و امثال امور مزبوره . اين قسمت از اجزاء مجموعهء اسلام ممكن است بكلَّى زائل شود و ممكن است فقط اسم و تشريفاتى از آنها باقى بماند كه در هر صورت ، جامعه اگر بآن حال برسد داراى محتواى اسلام نخواهد بود .
سپس امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد : خداوند سبحان بشما ظلم نمى كند .
در آيات قرآن مجيد ، نفى ظلم از خداوند متعال با سه نوع بيان آمده است : نوع يكم ، آياتى است كه صريحا بيان ميكند كه خداوند ظالم نيست و ذات پاك او مبرّا از ظلم بر بندگانش مى باشد . نوع دوم ، آياتى است كه ظلم را بخود انسانها نسبت مى دهد و مى فرمايد : آنان هستند كه بخود ظلم روا مى دارند . نوع سوم ، آياتى است كه بدون ذكر فاعل مى فرمايد بآنان ظلم نخواهد شد .
نمونه اى از آيات نوع يكم بدينقرار است : ( وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ) . [١] ( و ما بآنان ظلم نكرديم و لكن آنان ظلم بر خويشتن نمودند . )
[١] هود آيهء ١٠١ .