ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - علَّت استمرار شهادتين بر زبان أمير المؤمنين عليه السّلام
از عنايات خداوندى ، اينست بازى در لبهء پرتگاه سقوط به خودمحورى - < شعر > و اى آن دل كش چنين سودا فتاد هيچكس را اين چنين سودا مباد اين سزاى آنكه تخم جهل كاشت وان نصيحت را كساد و سهل داشت اعتمادى كرد بر تدبير خويش كه برم من كار خود با عقل پيش نيم ذرّه زان عنايت به بود كه ز تدبير خرد پانصد رسد ترك مكر خويشتن گير اى امير پا بكش پيش عنايات و بمير < / شعر > ٦ ، ١١ - و نشهد ان لا اله غيره و انّ محمّدا عبده و رسوله ، ارسله بامره صادعا و بذكره ناطقا ، فأدّى امينا ، و مضى رشيدا ( و شهادت مى دهيم كه جز او خدائى نيست و باين كه محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بنده و رسول او است . خداوند او را با امر خود براى اظهار حقّ و گويايى ذكرش فرستاد . [١] او رسالت را با كمال امانت ادا كرد و در حدّ اعلاى رشد از اين دنيا رخت بربست . ) علَّت استمرار شهادتين بر زبان أمير المؤمنين عليه السّلام [٢] براى فهم اين معنى كه چرا أمير المؤمنين عليه السّلام دو شهادت اصلى را در سخنانش تكرار و بآن دو تأكيد مى نمايد ، بايد در نظر بگيريم كه اساسىترين پيمانى كه يك انسان رشد يافتهء الهى مى تواند با خود ببندد كه بر مبناى آن هرگز منحرف نشود ، دو شهادت است : اوّل - شهادت به يگانگى خداوند و نفى هر گونه معبود از عالم وجود است . دوم - شهادت به رسالت عظماى پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله
[١] مادهء صدع در لغت ، هم براى كشف و آشكار كردن آمده است و هم بمعناى شكستن و شكافتن و هر دو معنى در جملهء بالا صحيح است .
[٢] مباحث مربوط به شهادتين در مجلَّد دوم از ص ٢٤٩ تا ٢٥٨ و مجلَّد نهم ص ٥٥ نيز آمده است .