ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٨ - ترجمهء خطبهء صد و سوم
موجب بروز اشكالاتى مى شود و آن اينست كه اگر ما بمقتضاى مطلوبيّت زهد دست از دنيا برداريم ، باضافهء اين كه اين گونه اعراض از دنيا مخالف عقل و ديگر منابع معتبر اسلامى است مانند آيهء ٣٢ از سورهء الاعراف : ( قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ الله الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِه وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ) .
( به آنان بگو : كيست كه زينت خداوندى را كه به بندگان خود نمودار ساخته و [ همچنين ] نعمتهاى پاكيزه و لذّت بخش را تحريم نموده است . ) و مانند آيهء ٧٧ از سورهء القصص : ( وَابْتَغِ فِيما آتاكَ الله الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا ) .
( در آنچه كه خداوند بتو داده است ، سراى آخرت را بطلب و سهم خود را [ هم ] از دنيا فراموش مكن . ) و باضافهء اين كه امير المؤمنين عليه السّلام در سخن هشتاد و يكم در تعريف زهد چنين فرموده است كه : « اى مردم ، زهد كوتاه كردن آرزو است و شكر در هنگام برخوردارى از نعمتها و پرهيزگارى شديد در موقع روياروئى با محرّمات . » آيا مى توان صرفنظر كردن از زندگى و اهمّيّت آنرا زهد ناميد ما انسانها طورى خلق شدهايم كه محال است بدون ارتباط با دنيا و موادّ آن زندگى كنيم ، همان طور كه محال است روان « نفس » آدمى بدون بدن در اين دنيا زندگى كند . بهمين جهت است كه ما بايد در حفظ بدن از آفات و ناگواريها حدّ اكثر كوشش را انجام بدهيم و براى ادامهء حيات ضرورتهاى كالبد مادّى را با كمال دقّت تحصيل نمائيم . آيا با اين وصف مى توان گفت : كه مراجعه به طبيب براى رفع يا دفع بيمارى ، خلاف زهد است آيا با اين وصف مى توان گفت : كه كوشش سخت و همه جانبه براى برطرف كردن گرسنگى و تشنگى و برهنگى خلاف زهد است اگر كسى باين سؤالات پاسخ مثبت بدهد ، يعنى بگويد : كوشش براى امور مزبور خلاف زهد است ، او نه انسان را مى شناسد و نه از معناى زهد اطَّلاعى دارد . چه بهتر كه اين اشخاص در اين گونه مسائل حياتى اظهار نظر ننمايند .
خلاصه - فرق بسيار زياد است ميان نگرش وسيله اى به موادّ مفيد دنيوى كه معناى حقيقى زهد است و ميان مختلّ ساختن حيات در اين دنيا كه منحصرترين مقدّمه براى