ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٨ - چرا كرامت خداوندى را ناديده مى گيريد و خود را ذليل مى كنيد
( و از اين خطبه است خطاب به يارانش . و شما از كرامت خداوند متعال بدرجه اى رسيدهايد كه [ حتّى ] كنيزهاى شما بدان جهت اكرام ميشوند و همسايگان شما احترام مى شوند و مورد تعلَّق قرار مى گيرند و كسانى شما را تعظيم ميكنند كه شما بر آنان برترى نداريد و هيچگونه نعمتى از شما براى آنان نرسيده است و هيبتى از شما در دلهاى كسانى نشسته است كه ترسى از قدرت شما ندارند و حاكميّتى از شما براى آنان وجود ندارد و شما مى بينيد كه عهدهاى خداوندى شكسته مى شود و شما غضبى نمى كنيد در حالى كه شما از شكستن عهد پدرانتان استنكاف و امتناع مى ورزيد در گذشته امور خداوندى بر شما وارد مى گشت و از شما صادر مى شد و بسوى شما رجوع مى نمود اكنون ستمكاران را بمقام و منزلت خود مسلَّط ساختيد و عنانهاى خود را در اختيار آنان گذاشتيد و امور الهى را بدست آنان سپرديد .
آنان عمل به شبهه مى كنند و در شهوات حركت مى نمايند و سوگند بخدا ، اگر آنان شما را در زير همهء ستارگان پراكنده بسازند خداوند شما را جمع خواهد كرد ، براى بدترين روزى كه براى آنان فرا خواهد رسيد .
چرا كرامت خداوندى را ناديده مى گيريد و خود را ذليل مى كنيد چه شده است كه در بارهء كرامت خداوندى كه شما را احاطه كرده است ، نمى انديشيد شما كه مى بينيد مورد احترام و تعظيم كسانى قرار گرفتهايد كه هيچ ترجيحى در امتيازات دنيوى بر آنها نداريد . نه قدرت شما بقدرت آنان مى رسد و نه سلطه و امارتى بر آنان داريد . آيا نبايد بفهميد كه اين كرامت الهى فقط بجهت گرويدن شما بدين مقدّس اسلام بود كه شما را از ذلَّت و پستى جاهليّت و فقر و تيره روزىها نجات داد و گردنكشان جبّار روزگار را در برابر شما تسليم كرد ، در صورتى كه آنان شما را زير سيطرهء خود داشتند و با شما مانند پستترين جانوران رفتار مى كردند .
حال چه شده است كه در مقابل خودكامگانى مانند معاويه زبون و پست و حقير شدهايد مگر فراموش كردهايد كه در گذشته امور خداوندى بر شما وارد مى گشت و از شما صادر مى شد و بسوى شما برمى گشت . حال بينديشيد در اين كه علَّت اين برگشت قهقرائى چيست اينست برخى علل ذلَّتى كه شما را فرا گرفته است :