ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - براى اشباع خودخواهى ، تا خود فروشى كه نتيجهء مستقيم خودنمائى است پيش مى روند
٣ - ناراحتىها و ناگواريهائى كه انسانها را در خود فرو برده است ، مانند بيماريها ، زلزلهها ، سيلها ، آتشفشانى كوهها ، جنگ و كشتارها ، نارسائىهاى اقتصادى ، رفاه و آسايش مردم بىاصل و حيوان صفت ، و زجر و شكنجه و محروميّتهائى كه گريبانگير انسانهاى وارسته و داراى فضائل اخلاقى است ، موجب رويگردان شدن عدّه اى از اشخاص سطح نگر ميباشد ، اگر چه داراى مطالعات علمى هم هستند . پاسخ اين ساده لوحان [ كه ناآگاهانه مادّهء خام براى مكتب سازان توجيه شده بسوى مقاصد مخالف واقعيّتها مى سازند و تحويل مى دهند ] اين است كه واقعيّتهاى جهان هستى و نظم و قانون بر مبناى خواستهها و تمنّيات و خوشىهاى من و تو قرار نگرفته است كه در صورت تماسّ ناخوشىها و ناگواريها با وجود ما ، آن واقعيّتها و نظم را مورد انكار و مسخره قرار بدهيم نابكارانه تر از اين سطح نگريها كه ناشى از خودخواهىها است ، آنست كه بعضى از مدّعيان معرفت انجام مى دهند كه از هنر بيان شعرى هم برخوردارند .
براى اشباع خودخواهى ، تا خود فروشى كه نتيجهء مستقيم خودنمائى است پيش مى روند و بدين ترتيب از هستى ، نيستى حاصل مى دارند و از صيانت ذات ميوه اى بنام اعدام ذات مى چينند آيا براستى ابو العلاء معرّىها ، كاموها ، هدايتها ، [ نه در همهء آثارشان و نه در همهء اوقات زندگيشان ] مشمول جريان فوق ( از هستى ، نيستى در آوردن ) براى ارائهء هنر بيان نيستند ابو العلاء مى گويد :
< شعر > أمّا اليقين ، فلا يقين و إنّما أقصى اجتهادى أن أظنّ و أحدسا < / شعر > ( امّا يقين ، يقينى وجود ندارد و جز اين نيست كه نهايت كوشش من اينست كه گمان و حدسى بدست بياورم . ) امّا خودنمائى اين شاعر اديب مطَّلع از ادبيّات عرب ولى بىاطَّلاع از علوم انسانى و فلسفه و حكمت ، در اينست كه مى خواهد بگويد : من از كثرت معلومات و انديشهها و آگاهىهاى فراگير در بارهء عالم هستى به درجه اى رسيدهام كه ديگر هيچ