ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - خداوند متعال پيامبر را براى اظهار حقّ و گويايى ذكر خود فرستاد
اساسىترين شرائط و مقدّمات بوجود آمدن يك فرهنگ و تمدّن اصيل انسانى ميداند نه اين كه اين امور و ديگر وسائل معيشت ، حكمت اصلى و انگيزهء بعثت پيامبر بوده باشد . اين خطاى ويرانگر را [ كه هيچ تمدّن اصيل واقعى با ارتكاب آن ، امكان پذير نخواهد بود ] از ذهن خود دور كنيم كه مى گويد : انگيزهء بعثت پيامبران ، [ يا باصطلاح آنانكه نبوّت را درك نمى كنند و برسميّت نمى شناسند ، مى گويند علَّت نهائى حركت و نهضت اين گونه شخصيّتها ، ] پديدهء معيشت است اينان در اعماق مغز خود بهتر از ديگران مى فهمند كه هويّت ارزشى انسان در تبديل موادّ غذائى به مدفوعات بمدّت هفتاد يا هشتاد سال [ معمولا ] نيست و اگر اشخاصى پيدا شوند كه واقعا معتقد باشند كه همهء تكاپوها و كوششها و مبارزات و فداكارىها و شهادتها و بعثت انبياء و صرف عمرها در شناخت و بيان واقعيّتها و تحريك انسانها به ورود در مسير « حيات معقول » فقط براى خوردن و خوابيدن و دفع انواع شهوات بوده است ، اينان بايد در بارهء كيفيّت كار مغز و وضع روانى خود بينديشند ، زيرا خود آنان بايد درد مغزى و روانى خود را تشخيص داده و در صدد پيدا كردن درمان آن برآيند .
براى كسى كه خورشيد عالم افروز تاريك تلقّى شده است ، يا بازى با الفاظ را فلسفهء زندگى خود تلقّى نموده و يا از عالم انسانيّت به مقام والاى خفّاش بودن ترقّى فرموده است چه حكمتى ، چه رسالتى ، چه هدف اعلائى خلاصه ، هيچ يك از امورى كه تاكنون گفتيم ، علَّت و حكمت بعثت پيامبر اسلام [ و نه ديگر پيامبران عليهم السّلام ] نبوده است . البتّه همان گونه كه بارها طىّ مجلَّدات اين ترجمه و تفسير گفتهايم ، موضوع اقتصاد و معيشت از ديدگاه پيامبران ، مخصوصا پيامبر عظيم الشّأن اسلام كه با كمال اهمّيّت تلقّى شده ، بر پا دارنده و قوام مادّهء زندگى معرّفى شده است ، نه هدف و حكمت بعثت ، بلكه آنچه كه هدف و حكمت بعثت است عبارتست از به ثمر رسيدن شخصيّت انسان در گذرگاه طبيعت رو به ابديّت و براى اين كه شخصيّت انسان به ثمر برسد قطعى است كه بايد حقّ و باطل را بشناسد تا از حقّ تبعيّت كند و از باطل بپرهيزد . حقّ چيست و باطل كدام است [١] در تعريف حقّ در اين مبحث فقط باين جملهء مختصر اشاره مى كنيم كه هر
[١] مطالعه كنندگان ارجمند براى آشنائى با مباحث مشروح حقّ و باطل مراجعه فرمايند به : مجلَّد سوم از صفحهء ٥٨ تا صفحهء ٧٤ و صفحات ٨١ و ٨٢ و از صفحهء ١٤٣ تا صفحهء ١٤٥ و از صفحهء ٢٤٣ تا صفحهء ٢٤٦ و مجلَّد چهارم از صفحهء ١٥٧ تا صفحهء ١٥٩ و مجلَّد پنجم صفحات ٣٠ و ٣١ و مجلَّد ششم از صفحهء ٤٥ تا صفحهء ٧٢ و از صفحهء ١١٤ تا صفحهء ١١٦ و از صفحهء ١٧٧ تا صفحهء ١٧٩ و از صفحهء ١٩٢ تا صفحهء ١٩٤ و مجلَّد هشتم از صفحهء ٧٠ تا صفحهء ٧٤ و از صفحهء ٢٩٣ تا صفحهء ٢٩٥ و مجلَّد نهم از صفحهء ١٧٣ تا صفحهء ١٧٥ و از صفحهء ٢٧٣ تا صفحهء ٢٧٧ و مجلَّد دهم از صفحهء ١٠٩ تا صفحهء ١١٣ و از صفحهء ٢٢٥ تا صفحهء ٢٣٠ و از صفحهء ٢٦٤ تا صفحهء ٢٦٨ و مجلَّد يازدهم از صفحهء ٥٣ تا صفحهء ٥٦ و صفحات ١٢٧ و ١٢٨ و مجلَّد سيزدهم و از صفحهء ١٩٠ تا صفحهء ١٩٤ و از صفحهء ٢٠٢ تا صفحهء ٢٠٥ و مجلَّد چهاردهم از صفحهء ١١٢ تا صفحهء ١١٤ و از صفحهء ٢٦٣ تا صفحهء ٢٧٠ .